سایت ژینکو

سایت ژینکو

تجهیزات کشاورزی،باغبانی،گلخانه ای ژینکو
سایت ژینکو

سایت ژینکو

تجهیزات کشاورزی،باغبانی،گلخانه ای ژینکو

سوال درباره قاعدگی،پاسخ به چند سوال رایج درباره قاعدگی و عادت ماهیانه

شما ممکن است برای سال ها یا دهه ها این چرخه را در زندگی خود تجربه کرده باشید و راجع به این مسئله اطلاعات کافی داشته باشید، با این حال ممکن است سوالاتی راجع به این چرخه فیزیولوژی مطرح شود که پاسخ آن نیازمند تامل و بررسی دقیق باشد. لذا در ادامه مطلب به ۵ مورد از این ابهامات و پاسخ متخصصان در هر مورد پرداخته شده است.

▪ چرا بعضی از زنان دچار سندرم قبل از قاعدگی (PMS)می شوند؟ ـ این سندرم به دلیل حساسیت بدن نسبت به تغییرات هورمونی رخ می دهد. ۱۰الی۲۰ روز قبل از شروع قاعدگی، سطح هورمون هایی نظیر «پروژسترون» و «استروژن» سریعا تغییر می کند و باعث بروز علائمی نظیر پف کردگی، کج خلقی، حساسیت بافت پستان و احساس خستگی در بعضی از خانم ها می شود.

تقریبا ۹۰درصد از خانم ها این علائم را قبل از شروع قاعدگی تجربه می کنند و کمتر از ۲۰درصد از خانم ها این علائم را با شدت بیشتری دریافت می کنند که ممکن است عملکرد و روابط آنها را تحت تاثیر قرار دهد. در هر حال اگر جز هر کدام از این دو دسته هستید، باید تا آنجا که ممکن است برای حفظ سلامت عمومی بدن خود تلا ش کنید.

مثلا انجام تمرینات ورزشی منظم، نوشیدن مقدار کافی آب، تغذیه مناسب هر چند ساعت یکبار و اجتناب از مصرف الکل و کافئین می تواند کمک موثری در این زمینه باشد. برای رفع اختلالات خلقی قاعدگی نیز در بعضی از موارد، استفاده از مکمل کلسیم می تواند موثر باشد. طبق مطالعه ای انجام شده در سال۲۰۰۵ ثابت شده که مصرف بالای ویتامینD و کلسیم باعث عدم بروز علائم سندرم قبل از قاعدگی می شود.

زنانی که در ۴ وعده غذای روزانه از شیر کم چربی، فرآورده های لبنی و آب پرتغال خالص تغذیه می کنند کمتر این علائم را تجربه خواهند کرد. بعضی محققان معتقدند که کمبود کلسیم و ویتامینD باعث بروز سندرمPMS می شود. اغلب موارد، زنانی که علائم این سندرم را با شدت بیشتری تجربه می کنند، معتقدند که بعد از مصرف قرص های ضدبارداری تسکین می یابند. مصرف کم قرص های ضدافسردگی نیز می تواند جهت رفع کج خلقی موثر باشد.

▪ چرا در بعضی از موارد چرخه قاعدگی نامنظم می شود؟

ـ بعضی از زنان که تخمک گذاری منظمی ندارند، قاعدگی نامنظمی خواهند داشت. بعلاوه بیماری و استرس نیز بطور موثری چرخه را تحت تاثیر قرار می دهد. اما مهم تر از همه دانستن تعریف صحیح از قاعدگی منظم است. آنچه بعضی از خانم ها قاعدگی منظم می نامند، ممکن است صحیح نباشد. قاعدگی منظم یعنی دامنه زمانی بین ۲۵تا۳۵ روز، که از اولین روز قاعدگی شروع می شود و تا شروع قاعدگی بعدی محاسبه می گردد.

بعضی زنان فکر می کنند که چون هر ماه، در روز معینی قاعدگی اتفاق نمی افتد پس جزه دسته افراد با قاعدگی نامنظم هستند. در حالیکه این تفکر صحیح نیست. بعضی دیگر از زنان در محاسبه زمان وقوع این سیکل دچار اشتباه می شوند که در این مورد توصیه می شود زمان دقیق را یادداشت نمایند. سایر دلایل داشتن قاعدگی نامنظم یا از دست دادن چرخه (به غیر از احتمال حاملگی) عبارتند از: افزایش یا کاهش قابل توجه وزن، فعالیت شدید بدنی که ورزشکاران قوای جسمانی انجام می دهند و یا مشکلات هورمونی. اگر در اینصورت، ماه بعد، زمان قاعدگی به وضعیت نرمال برنگشت باید به پزشک اطلاع داد.

▪ آیا احتمال حاملگی در زمان قاعدگی وجود دارد؟

ـ این واقعه امکانپذیر است، اما نه با احتمال زیاد. نکته اینست که تشخیص دهید آیا خونریزی واقعا مربوط به قاعدگی است یا تنها خونریزی های خفیف (در حد لکه بینی) بین دو قاعدگی می باشد. بسیاری از زنان در زمان تخمک گذاری دچار خونریزی می شوند و اگر تصور کنید که مربوط به قاعدگی است، امکان حاملگی در این زمان وجود دارد. همچنین ممکن است در زمان نزدیک به انتهای قاعدگی، به دلیل آمیزش در محل رحم اسپرم باشد و دو یا سه روز بعد تخمک گذاری صورت بگیرد. در این حالت احتمال حاملگی زیاد خواهد بود.

▪ آیا قاعدگی بطورمطلق به معنای عدم حاملگی است؟

ـ در این مورد نمی توان ۱۰۰درصد مطمئن بود. زیرا ممکن است خونریزی مربوط به اوایل حاملگی باشد و همیشه نمی توان به راحتی تفاوت این دو را تشخیص داد، مگر اینکه مدت آن درست مثل قاعدگی طول بکشد. اگر خونریزی با علائمی نظیر تهوع همراه بود انجام تست حاملگی لازم است.

▪ آیا عدم تعویض به موقع نوار یا تامپون ممکن است خطر بروز سندرم شوک سمی را به همراه داشته باشد؟

ـ این سندرم نوعی بیماری با منشا» باکتریایی است، که اولین بار در سال ۱۹۸۰ کشف شد. در این زمان تعداد زیادی زنان به دلیل مصرف نوع خاصی از تامپون جاذب دچار علائم این بیماری شدند. در این حالت نوعی باکتری باعث تولید سم می کند و در نتیجه سندرم شوک سمی اتفاق می افتد.

علائم این سندرم عبارتند: از تب، لرز، اسهال، تهوع، درد عضلانی و کهیر، که بعضی متخصصان معتقدند; عدم تعویض تامپون برای مدت طولانی ایجاد محیط مغذی برای باکتری ها می کند و سندرم بروز می کند. برای اطلاع یافتن از زمان مناسب تعویض بهتر است از دستورالعمل برچسب روی محصول پیروی شود.

همه چیز درباره گیاه گل مغربی

نام علمی :

Evening primrose

تیره ی :

Oenotheraceae

گیاهشناسی

گل مغربی گیاهی علفی ، دوساله و متعلق به تیره ی گل مغربی است . منشا این گیاه شمال آمریکا گزارش شده است . لیکن بذر آن به اروپا و اسیای صغیر منتقل و کشت گردیده است . براساس برخی منابع خودرو گل مغربی نیز خاصیت دارویی دارد . درسال اول رویش این گیاه ، تنها برگهای طوقه ای بیضی شکل و کم و بیش کشیده ظاهر میشود . پس از گذراندن سرمای زمستان و در سال دوم گیاه به ساقه رفته و گل تولید میکند . ارتفاع گیاه گل مغربی در سال دوم رویش متفاوت و بین 100 تا 200 سانتی متر است . ساقه نیز از انشعابهای زیادی برخوردار میشود . برگها ساده ، کشیده و دارای یک رگبرگ اصلی بوده . و حاشیه ی برگها صاف و قسمت تحتانی آن پوشیده از کرکهای بسیار ظریف است . برگها بصورت متناوب روی ساقه قرار میگیرند و از دمبرگ کم و بیش طویلی نیز برخوردارند . برگهای ناحیه ی پایینی ساقه بزرگتر از برگهای قسمت انتهایی ساقه میباشند . سطح برگها و دمبرگ از پرزهای ظریفی پوشیده شده است . ریشه به رنگ سفید مات و کم و بیش ضخیم است که بصورت مستقیم در خاک فرو میرود . ریشه کم و بیش منشعب است .

گیاهان بسته به زمان ، مکان و روش کشت از اواخر خرداد یا اواخر تیر ماه به گل میروند . گل به طول 4/5 تا 5 سانتی متر توسط دمگل نسبتا طویل به ساقه متصل میشود . گلهای این گیاه دو جنسی بوده و اجزاء گل مضربی از 4 میباشد . گل شامل 4 کاسبرگ که پوشیده از کرکهای ظریف است ، 4 گلبرگ زرد رنگ ، 8 پرچم و کلاله ی چهارلبه بوده که توسط خامه ای به طول 3 تا 17 سانتی متر به مادگی متصل است . میوه ی گل مغربی براق و به شکل کپسول به طول 3 تا 5 سانتی متر و به ضخامت 5 تا 7 میلیمتر بوده و کم و بیش پهن است . میوه های رسیده به رنگ قهوه ای مایل به سرخ است . دانه ها نیز به رنگ قهوه ای تیره ، گوشه دار و نامنظم هستند . سطح دانه ها برجسته و زبر است . ضخامت دانه ی رسیده 1 تا 1/4میلی متر و طول آن به 1/5 تا 2 میلیمتر میرسد . وزن هزار دانه 0/4 تا 0/8 گرم است . بذر گل مغربی 4 تا 5 سال از قوه ی رویشی مناسب برخوردار است . بذور 10 تا 25 روز بعد از کشت سبز میشوند . باتوجه به شرایط اقلیمی محل رویش ، برگهای طوقه ای 40 تا 60 روز پس از سبز شدن ظاهر میشوند . میوه ها از اواخر مرداد سال دوم رویش میرسند . میوه های رسیده شکافته شده و دانه ها به اطراف پراکنده میشوند که این خود سبب کاهش عملکرد دانه میشود . با اصلاح این گیاه و تولید ارقامی مانند «پاول» و «کانستبل» ریزش دانه ها را به حداقل رسانده اند .

مواد مؤثره

دانه ی گل مغربی حاوی 15 تا 20 درصد روغن است . مهم ترین اسیدهای چرب روغن دانه را اسید لینولئیک ( 28 تا 33 درصد ) ، اسید آلفا_لینولئیک ( 26 تا 29 درصد ) ، اسید اولئیک ( 10 تا 16 درصد ) ،اسید گاما لینولنیک ( 7 تا 10 درصد ) ، اسید پالمتیک ( 5 تا 6 درصد ) و اسید استئاریک ( 1 تا 2 درصد ) تشکیل میدهند .

برگهای گل مغربی حاوی ترکیب های قندی ، اونوترین ، کامفرول کوئرسیتین می باشد . (1) گلها نیز حاوی مواد رنگیزه ای زرد است .

خواص دارویی

مواد مؤثره ی موجود در این گیاه برای معالجه ی برخی نارسایی های مربوط به گردش خون ، درمان سندروم پیش از قاعدگی ، حساسیت های پوستی و مداوای برخی بیماریهای مربوط به قلب و عروق مورد استفاده قرار میگیرد . روغن دانه ی گل مغربی خاصیت انتی اکسیدانی داشته و در تهیه و تولید پروستاگلاندینها بسیار مؤثر است .

نیازهای اکولوژیکی

گیاه گل مغربی در اقلیمهای مختلفی میروید و به خشکی مقاوم است . اگرچه بذر این گیاه در دمای 8 تا 10 درجه ی سانتی گراد جوانه میزند ولی دمای مطلوب برای جوانه زنی بذر گل مغربی 16 تا 20 درجه ی سانتی گراد است . این گیاه در مرحله ی تشکیل برگهای طوقه ای به سرما بسیار مقاوم است و دچار سرمازدگی نمیشود . گلها در مرحله ی تشکیل به دمایی بین 20 تا 25 درجه ی سانتی گراد نیاز دارند ولی درجه حرارتهای بالاتر هیچگونه آسیبی به گلها وارد نمیکند . درجه حرارتهای بالا در زمان تشکیل میوه نقش مؤثری در افزایش مواد مؤثره ی گیاه دارد . چنانچه در مرحله ی تشکیل میوه هوا سرد شود و درجه حرارت کاهش یابد ، کمیت و کیفیت مواد مؤثره ی موجود در دانه ها نیز به شدت کاهش می یابد . گل مغربی را در هر نوع خاکی میتوان کشت کرد ، ولی کشت در خاکهای لومی_شنی حاصلخیزی که از مقادیر مناسبی کلسیم برخوردار باشند ، افزایش عملکرد محصول را در پی خواهد داشت . این گیاه به غرقابی حساس است ، ازین رو خاک باید از زهکشی مناسب برخوردار باشد .

تناوب کاشت

گل مغربی دوسال در یک زمین باقی می ماند . ازین رو به تناوب کشت حساس نبوده و میتوان آن را با هر گیاهی به تناوب کشت کرد . بطور کلی دو تا چهار سال پس از برداشت می توان دوباره گل مغربی را در همان زمین کشت کرد .

مواد و عناصر غذایی مورد نیاز

گل مغربی در طول رویش به مواد و عناصر غذایی خاصی نیاز ندارد . عده ای از محققین اظهار میدارند ، کشت این گیاه در خاکهایی که حاوی 3 تا 5 درصد هوموس هستند نقش مؤثری در عملکرد دانه و کمیت و کیفیت مواد مؤثره ی آن دارد . کودهای حیوانی نیز در افزایش عملکرد این گیاه نقش مهمی دارند . توصیه میشود به زمین هایی که گل مغربی کشت میشود 40 تا 60 کیلوگرم در هکتار اکسیدفسفر اضافه شود .

آماده سازی خاک

چون گل مغربی بذر کوچکی دارد . لذا آماده کردن زمین زراعی و نهیه ی بستر مناسب برای بذر اهمیت بسیاری دارد . پس از برداشت محصول سال قبل ، افزودن کودهای حیوانی و شیمیایی مورد نیاز گیاه به زمین به زمین و انجام شخم متوسط در فصل پاییز ضروری است .

فصل بهار نباید از وسایلی استفاده شود که سبب تبخیر و کاهش رطوبت خاک گردد . در فصل بهار زمین را باید کاملا هموار کرد ، زیرا وجود پستی و بلندی ، سبب آب ایستایی می شود که برای گیاهان مضر میباشد .

تاریخ و زمان کاشت

در رابطه با تاریخ کشت گل مغربی موارد مختلفی بیان شده است . در برخی کشورها اواخر تابستان ( شهریور ) آن را کشت یکنند که در این حالت فاصله ی دو بوته در طول ردیف 15 تا 30 سانتی متر مناسب است . برخی کشت گل مغربی را اواخر پاییز ( اواخر آبان _ اوایل آذر ) توصیه می کنند . کشت بذر گل مغربی اواخر پاییز سبب سبز شدن آنها در اوایل فصل بهار می شود . قوه نامیه ی بذور کشت شده در پاییز ، به علت طی کردن فصل سرد زمستان افزایش یافته و تعداد بیشتری از آنها سبز می شوند . دربعضی کشورها نیز اویل بهار اقدام به کشت بذر گل مغربی در زمین اصلی میکنند .

فاصله ی ردیف ها در موارد ذکر شده 45 تا 70 سانتی متر و عمق کشت بذر 0/5 تا 1 سانتی متر مناسب است . در هر متر طول ردیف باید 180 تا 220 بذر قرار گیرد . برای هر هکتار زمین به 2 تا 3 کیلوگرم بذر با کیفیت مناسب نیاز است .

روش کاشت

کاشت گل مغربی توسط بذر و مستقیما در زمین اصلی صورت میگیرد . از آنجا که بذرهای این گیاه کوچک هستند ، بهتر است بوسیله ی ماشین های مخصوص و در فواصل مناسب کشت شوند . انجام غلطک مناسب پس از کاشت جهت تسریع در جوانه زدن بذرها ضرورت دارد . پس از کشت انجام آبیاری به منظور تامین رطوبت لازم برای جوانه زنی ضروری است .

مراقبت و نگهداری

تراکم بیش از حد گیاهان کشت شده به طور بارزی سبب کاهش عملکرد محصول می شود . از این رو توصیه می شود گیاهان در فصل بهار و در مرحله ی 6 تا 8 برگی طوری تنک شوند تا در هر متر طول ردیف 5 تا 8 بوته قرار گیرد . در سال اول رویش گیاهان از رشد و نمو کندی برخوردارند . ازین رو وجین علفهای هرز ضرورت دارد . تا قبل از پوشیده شدن فواصل بین ردیف ها توسط گیاهان می بایست یک الی دو بار اقدام به وین مکانیکی علف های هرز نمود .

برداشت محصول

گیاهانی که اواخر تابستان یا اواخر پاییز کشت شده باشند در سال بعد به گل رفته و دانه ی آنها از اواسط تابستان (اواخر مرداد) بتدریج میرسند . گیاهانی که اوایل بهار کشت شده باشند ، محصول آنها از اواخر تابستان (اواخر شهریور) سال بعد رسیده و آماده ی برداشت می شوند . محصول گل مغربی به دو روش یک مرحله ای و دو مرحله ای برداشت میشود .

برداشت یک مرحله ای : در سطوح وسیع کشت معمولا در یک مرحله اقدام به برداشت محصول دانه ی گل مغربی می کنند . برداشت یک مرحله ای بوسیله ی ماشین مخصوص برداشت دانه صورت میگیرد . در بعضی از کشورها به منظور تسریع در برداشت محصول و همچنین کاهش کلش و خاشاک  محصول ، از محلول شیمیایی رگلون استفاده می کنند . هنگامیکه میوه ها رسیده و شروع به باز شدن می کنند مقدار 3 تا 4 لیتر در هکتار رگلون را روی گیاهان میپاشند تا برگهای آنها ریزش کنند . پس از ریزش با استفاده از ماشین برداشت در یک مرحله محصول را برداشت مینمایند . محصولی که در یک مرحله برداشت میشود 60 تا 80 درصد تمیز و فاقد اضافات بوده و میزان رطوبت آن به 15 تا 30 درصد میرسد . پس از برداشت آنها را بوجاری کرده و دانه ها را خشک میکنند بطوریکخ میزان رطوبت آن به 10 تا 11 درصد برسد .

برداشت دو مرحله ای : در سطوح کوچک کشت ، محصول گل مغربی را در دو مرحله برداشت میکنند . در مرحله ی اول هنگامی که دو تا سه کپسول شروع به رسیدن کرد گیاهان از سطح زمین برداشت میشوند . سگس چنانچه هوا خشک و غیر بارانی باشد ، آنها را روی زمین و اگر هوا مرطوب و بارانی باشد آنها را زیر پوشش قرار میدهند . میوه ها با توجه به شرایط اقلیمی منطقه 10 تا 20 روز بعد میرسند . در مرحله ی دوم محصول برداشت شده را بوجاری میکنند و پس از خارج کردن دانه ها آنهارا بسته بندی میکنند . میزان عملکرد دانه ی گل مغربی بسیار متفاوت و بستگی به شرایط اقلیمی محل رویش ، رقم گیاه و روش برداشت محصول دارد . عملکرد دانه معمولا بین 300 تا 1000 کیلوگرم در هکتار است .

مقالات مرتبط

فواید باورنکردنی روغن گل مغربی (Evening Primrose Oil) 

روغن گل مغربی و خواص آن برای درمان آکنه

کپسول نرم باریج EPO روغن گل مغربی ۱۰۰۰ میلی گرمی باریج اسانس ۳۰ عدد

آکواپونیک چیست؟

آکواپونیک با نام لاتین: Aquaponics علم جدیدی شامل ترکیب آبزی پروری و پرورش گیاهان در آب است.در یک سیستم آکواپونیک از پساب ماهی به عنوان کود آلی برای گیاه استفاده و آب تصفیه شده توسط گیاه نیز به استخر پرورش ماهی یا سایر آبزیان منتقل میشود.آکواپونیک از تلفیق سیستم پرورش ماهی مدار بسته با سیستم گلخانه ای هیدروپونیک ایجاد می شود.

در سیستم های مدار بسته پرورش ماهی به مرور زمان غلظت برخی از مواد آلی زیاد می شود که برای آبزیان مضر است، ولی همین مواد آلی غذای اصلی گیاهان می باشد و با هدایت آب در سیستم های هیدروپونیک به مصرف گیاهان می رسد. این فرایند نیاز های اصلی گیاهان برای رشد و نمو را تامین می کند و در عین حال آب توسط گیاهان تصفیه شده و به سیستم پرورش ماهی برگشت داده می شود.در این سیستم مواد دفعی ماهی که عمدتا ترکیبات نیتروژندار از قبیل آمونیاک، و ترکیبات غیر نیتروژنی مثل فسفر میباشند بوسیله گیاه جذب شده و از آب حذف میشوند.

در آکواپونیک عناصر غذایی موجود در آب استخر پرورش ماهی به عنوان کود در سیستم هیدروپونیک و در بستر گیاهان مصرف می‌شود و این عمل برای ماهی نیز سود دارد چون تجمع مواد تولید شده ناشی از تجزیه بقایای گیاهان و میکروارگانیسم‌ها در بستر استخر و ترکیبات ازته و فسفر ناشی از تغذیه ماهیان در آب تجمع یافته و عامل محدود کننده شرایط زیست ماهیان می‌شود.

آب یا پساب حاصل از پرورش ماهیان به عنوان یک منبع کودی آلی است. محصولات تولیدی در چنین سیستمی به عنوان محصول سالم و ارگانیک شناخته می‌شوند و در فروش و بازاریابی ماهیان و گیاهان تولید شده نقش مهمی دارد، ضمن این که از یک واحد تولیدی، دو نوع محصول تولید می‌شود و در مناطق خشک و نیمه‌خشک که با کمبود آب مواجه هستند آکواپونیک نقش مهمی داشته و مدلی برای کشاورزی پایدار است.

بیشتر بدانیم:

  • سیستم های آکواپونیک در کشور های پیشرفته با سرعت زیادی در حال گسترش می باشد و واحد های بسیار زیادی از پروژه های موفق در سال های اخیر اجرا و به بهره برداری رسیده اند، در سیستم آکواپونیک که برای تحقق ایده کشاورزی پایدار در زمینه آبزی پروری ارائه شده بود به مرور زمان تعداد گونه های گیاهی در کشت آکواپونیک افزایش یافت و همراه آبزیان به عنوان محصول اصلی کشت در سیستم هایآکواپونیک قرار گرفت.
  • در کشور هایی مانند ایران که از منابع آبی کمی برخوردار می باشد استفاده بهینه تر از منابع آبی امری اجتناب ناپذیر می باشد، تولید محصولات ارگانیک در سیستم آکواپونیک با کمترین اتلاف آب همراه می باشد، از این رو از سیستم آکواپونیک به عنوان بهترین گزینه برای کشاورزی پایدار نام می بریم.
  • سیستم های آکواپونیک بخاطر افزایش راندمان و کاهش هزینه های تولید و نیز عدم ایجاد آلودگی های زیست محیطی مورد توجه کشاورزان و جامعه علمی قرار گرفته است، آکواپونیک استفاده از کود های شیمیایی در کشاورزی را به صفر یا حد اقل می رساند.
  • از لحاظ تعادل شیمیایی خاک نیز مصرف بی رویه و نامتعادل کودهای فسفاته در بعضی از مزارع زیان آور بوده است درحالیکه با افزایش ازت و تسریع رشد گیاهان نیاز به سایر عناصر غذایی گیاه در خاک مانند پتاسیم ، آهن و روی افزایش می یابد .

مزایای استفاده از سیستم آکواپونیک:

  • امکان تولید گیاهان و آبزیان در مناطق کم آب
  • توان تولید یکسان با مصرف ۲% آب مورد نیاز در سیستم های سنتی
  • کاهش نیروی کارگری
  • مصرف کود ارگانیک و تولید محصول ارگانیک
  • افزایش تولید با استفاده از کود طبیعی ماهی
  • کاهش اتلاف انرژی با ترکیب کشت
  • افزایش تولید در واحد سطح در سیستم های کشت طبقه ای
  • قابل اجرا در مکان های نزدیک به بازار فروش و کاهش هزینه های نقل و انتقال
  • عدم نیاز به استفاده از علف کش ها و آفت کش ها شیمیایی
  • محیط کشت و محصولات بسیار تمیز نسبت به محیط های کشت خاکی
  • کم هزینه ترین روش برای حذف مواد آلی مراکز پرورش آبزیان
  • امکان تولید خارج از فصل
  • سیستم آکواپونیک بهترین گزینه برای تولید گیاهان ارگانیک در سیستم های گلخانه ای می باشد
  • در آکواپونیک، گیاهان عناصری را تغذیه می کنند که باید در سیستم آبزی پروری فیلتر شود، و فیلتر کردن آنها هزینه بر هست.
  • نیاز به مخلوط کردن عناصر غذایی را از بین می برد.
  • آکواپونیک تغذیه آلی گیاه است.
  • با حذف خاک بیماریهای خاکی حذف می شود.
  • مصرف آب بسیار پایین بوده و علف هرزی وجود ندارد که آب را جذب کند.
  • در آکواپونیک می توان گیاه را بسیار متراکم کشت کرد.
  • در تراکم بالای ماهی، گیاه خیلی سریع رشد و نمو می کند.
  • حشره کش و علف کش در سیستم آکواپونیک استفاده نمی شود و محصول نهایی سالم است.
  • در سرتا سر سال امکان تولید در سیستم آکواپونیک وجود دارد.
  • تولید متراکم پروتئین ماهی امکانپذیر است.
  • کاهش سرمایه گذاری برای هر کدام از سیستمهای هیدروپونیک و آبزی پروری بطور جداگانه.
  • مصرف آب برای سیستم کشت آکواپونیک یک درصد آبی است که برای تولید ماهی در سیستم های معمولی لازم است.
  • چنین سیستمی با نیاز آبی بسیار پایین، در مناطق خشک و نیمه خشک که تقاضای سبزی و ماهی تازه در آنجا بالاست قابلیت کاربرد بالائی دارد.
  • محصول سبزی آلی و عاری از آفت کش و ماهی تازه میتواند به قیمت خوب مخصوصاً در ماه های زمستان در نواحی شهری به فروش برسد.
  • بسترهای هیدروپونیک می توانند بعنوان فیلتر زیستی عمل کنند.

معایب آکواپونیک

  1. مخزنها جای زیادی می گیرند و سنگین هستند.
  2. اگر در زمستان استفاده شوند آب مخزنها باید گرم شوند.
  3. قرار گرفتن مخزنها در داخل ساختمان باعث مرطوب شدن محل می شود.
  4. برخی ماهیها نیاز به تخصص بالایی برای پرورش دارند.
  5. هزینه نصب، راه اندازی و نگهداری بالاست.

آشنایی با طرح توجیهی آکواپونیک ( Aquaculture )

انواع آکواپونیک

  1. آکواپونیک خانگی (مقیاس کوچک):
    این روش دارای یک مخزن پرورش ماهی به ظرفیت ۱۰۰۰ لیتر (۱ متر مکعب آب و سطح بستر کشت گیاهان به مساحت ۳تا۴متر مربع می باشد. این واحد پرورش در بسیاری از نقاط دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.
  2. آکواپونیک خانگی :
  3. آکواپونیک تجاری و نیمه تجاری:
    در این روش مساحت زیر کشت سیستم بیش از ۵۰۰ متر مربع بوده و سیستم مجهز به گل خانه جهت تولید محصولات می باشد.
  4. آکواپونیک تجاری و نیمه تجاری :

5. فرایند آکواپونیک :

1- چرخه ازت:

مهمترین عمل بیولوژیک در آکواپونیک فرایند نیتروفو کاسیون (nitrification) است. ازت یکی از عناصر اصلی در ساختار بدن حیوانات است , و در اثر کاهش یا افزایش آن فرآیند رشد دچار اختلال می گردد. ازت در اسیدهای آمینه، پروتئین، آنزیم ها و زنجیره های انتقال انرژی نقش بسزایی دارد.

همچنین نیتروژن مهم ترین عنصر در ساختار گیاهان است. نیتروژن به صورت گاز به میزان ۷۸درصد در جو وجود داشته اما این میزان به صورت مولکول ازت (N2) که غیر قابل جذب توسط گیاهان است می باشد. برای اینکه ازت توسط گیاهان قابل جذب گردد باید تبدیل شود که به این فرایند تثبیت ازت می گویند.

در این فرایند در طبیعت ازت بوسیله باکتریها با هیدروژن یا اکسیژن ترکیب شده و ترکیب شیمیایی جدیدی به فرم آمونیاک (NH3) غیر قابل جذب و آمونیوم (NH4 ) و نیترات (NO3) که توسط گیاهان به راحتی قابل جذب است ایجاد می گردد.

پسماندهای حاصل از فعالیت حیوانات منبع عظیمی از آمونیاک را در اختیار ما قرار می دهد. سایر مواد آلی موجود در طبیعت همانند بقایای حیوانات و گیاهان توسط قارچها و باکتریها شکسته شده و به ازت تبدیل می شوند. این فرایند متابولیسم آمونیاک و تبدیل آن به شکل قابل جذب که بوسیله گروهی از باکتریها صورت می گیرد .

برای سیستم آکواپونیک مهم بوده و این باکتریها را باکتریهای نیتریفیکاسیونی می نامند. در ابتدا این باکتریها آمونیاک را به نیتریت (NO2) و در نهایت به نیترات (NO3) تبدیل کرده و گیاهان به راحتی نیترات را توسط ریشه های خود جذب می نمایند.
NH3-> No2 ->No3

2 – گیاه چگونه ازت را جذب می کند؟

ازت توسط گیاهان به دو شکل نیتروژن آمونیاکی (+NH4 همان آمونیوم) و نیتروژن نیتراتی (-No3) قابل جذب می باشد. نیتروژن آمونیاکی مهمترین شکل نیتروژن برای تغذیه گیاهان است. البته لازمه تحلیل نیتروژن نیتراتی این است که این ماده بتواند پس از جذب احیاء شود و به صورت آمونیوم در آید و این عمل تنها در سلول های گیاهان عالی، جلبک ها، بعضی از قارچها و همچنین عده ای از باکتری ها می تواند صورت گیرد.

در بسیاری از گونه ها رجحان یکی از دو شکل نیتروژن بر دیگری با سن، شرایط کشت و مخصوصا PH محیط تغییر می کند. بطور کلی گیاهان جوان یون آمونیوم (+NH4) را بر نیترات (No3) ترجیح داده و آنرا بهتر از نیترات جذب و بیشتر از آن مصرف می کنند .

این حالت در گوجه فرنگی، ذرت، برنج و …. دیده می شود و نیشکر و پنبه از این قاعده مستثنی هستند. همچنین PH محیط در جذب ترکیبات نیتروژنی نقش موثری دارد بطوری که پایین آوردن PH باعث جذب و تحلیل نیتراتها می شود و در صورتی که بالا رفتن آن باعث جذب یونهای آمونیوم می گردد.

در سیستم آکواپونیک چون هر دو فرم ازت (آمونیاکی و نیتراتی) در محیط آب وجود دارد لذا گیاه بسته به شرایط رشد و محیطی توانایی جذب هر دو شکل را داشته و از تجمع آمونیاک در حوضچه پرورش ماهی جلوگیری می نماید.

3 – بیوفیلتر چیست ؟

بیوفیلتر محلی است که در آن باکتریها فرایند نیتری فیکاسیون را انجام داده و برای هر واحد آکواپونیک لازم و ضروری است.

دو گروه از باکتریها در بیوفیلتر در حال فعالیت هستند:

  1. باکتریهایی که فرایند اکسیداسیون آمونیاک را انجام میدهند (AOB)
  2. باکتریهایی که فرایند اکسیداسیون نیتریت را انجام می دهند (NOB)

این دو گروه متابولیسم آمونیاک را بصورت زیر رهبری می کنند:

  1. باکتریهای AOB آمونیاک را به نیتریت (NH3 -> NO2)
  2. باکتریهای NOB نیتریت را به نیترات (NO2 -> NO3)

باکتریهای نیتروزومونانس (nitrosomonans) اغلب به گروه AOB و باکتریهای نیتروباکتر (NITROBACTER) به گروه BNO تعلق دارد.

تعادل شرایط محیطی آکواپونیک

واژه تعادل (balancing) توصیف کننده تمامی اقداماتی است که پویایی اکوسیستم آکواپونیک شامل ماهی، گیاهان و باکتری وابسته به آن می باشد. در واقع بیانگر تعادل بین مقدار ماهی ، تعداد گیاه و اندازه بیوفیلتر ( به معنی مقدار باکتری ) است.

4 – چگونه تعادل نیترات برقرار کنیم

تعادل در سیستم آکواپونیک می تواند بوسیله یک ترازو که مقیاس، وزن غذای ماهی و گیاهان که بصورت دو بازوی این ترازو عمل می کنند بیان شود و باکتریهای نیتروفیکاسیون شاخص تعادل این سیستم می باشند و در نتیجه لازمه تعادل در یک واحد آکواپونیک فعال بودن باکتریها و موازنه بین گیاه و ماهی بعنوان بازوهای سیستم می باشد.

5 – تعادل غذا دهی به گیاه و ماهی

نسبت نرخ خوراک در مجموع به ۳ عامل مهم بستگی دارد . مقدار غذای روزانه بر حسب گرم، نوع گیاه ( رویشی، میو ای) و میزان مساحت سطح کشت بر حسب متر مربع. این نرخ بر حسب مقدار غذای روزانه به سطح کشت بیان می گردد.

همراه با نسبت نرخ خوراک دو شاخص مکمل برای اطمینان از سلامت سیستم وجود دارد:

  1. سلامت ماهی و گیاه :
    گیاهان ناسالم و ماهی بیمار می توانند علائم هشدار برای خارج شدن سیستم از تعادل باشد، علائم کمبود عناصر غذایی زمانی در گیاهان مشاهده می شوند که مواد مغذی موجود در پسماند ماهی نتوانند عناصر مورد نیاز گیاه را تأمین کنند. در این حالت می توان نسبت غذادهی روزانه یا مقدار گیاهان موجود در سیستم را تغییر داد.
  2. تست آمونیاک (ازت) :
    اگر آمونیاک (NH3) یا میزان نیتریت (NO2) بالاتر از ۱ میلی گرم در لیتر باشد نشان دهنده آن است که سیستم بیوفیلتراسیون و یا سطح کشت کافی نبوده و مساحت سطح بیوفیلتراسیون یا کشت باید افزایش یابد. آبزیان می توانند سطوح بالاتری از نیترات (NO3) را تحمل کنند، اما اگر تجمع نیترات در محیط طی چند هفته بالاتر از ۱۵۰میلی گرم در لیتر باشد تعویض آب حوضچه پرورش ماهی لازم و ضروری است و باید سیستم را اصلاح نمود. با تمامی شرایط ذکر شده هرگز نباید غذای مانده و نخورده در حوضچه پرورش وجود داشته باشد.

چگونه تعادل یک واحد آکواپونیک برقرار کنیم

  1. ظرفیت تولید سیستم
  2. روش تولید
  3. نوع ماهی
  4. سطح پروتئین خوراک ماهی
  5. نوع گیاه (سبزی برگی یا سبزی میوه ای)
  6. نوع تولید گیاه (تک گونه ای یا چند گونه ای)
  7. شرایط کیفی محیط زیست و آب
  8. روشهای تصفیه

غذا دهی روزانه آکواپونیک

  1. سبزیجات برگی: تا ۴۰تا۵۰ گرم برای هر متر مربع کشت در روز
  2. سبزیجات میوهای: ۵۰تا۸۰ گرم برای هر متر مربع کشت در روز
  3. در صورت استفاده از گیاهان غیر خوراکی می توان برای هر متر مربع تا حداکثر ۱۵۰ گرم غذای روزانه در نظر گرفت.

منظور از کیفیت آب در طرح توجیهی آکواپونیک

آب در حقیقت همانند خون برای سیستم آکواپونیک بوده و حیات سیستم به آن بستگی دارد و با عبور از محیط کشت گیاهان مواد غذایی ماکرو و میکرو مورد نیاز آنها را به سطح ریشه انتقال داده و پس از برگشت به حوضچه پرورش ماهی اکسیژن و آب سالم را به آن بازمی گرداند.

شش شاخص اصلی کیفیت آب شامل موارد ذیل می باشد:

  1. اکسیژن محلول در آب (DO)
  2. اسیدیته (PH)
  3. درجه حرارت
  4. ازت کل (TAN)
  5. قلیائیت (آلکالی نیتی) آب
  6. سایر عناصر محلول در آب

جدول محدوده فعالیت هریک از موجودات زنده سیستم آکواپونیک:

منابع ورود و خروج آب از سیستم آکواپونیک

چگونه میتوان طرح توجیهی آکواپونیک راه اندازی کرد؟

تمامی سیستمهای آکواپونیک بطور معمول نیازمند به چندین ساختار شامل حوضچه پرورش ماهی (fish tank) ، فیلتر مکانیکی(mechanical filter)، بیوفیلتر (Biofilter) و بسترهای کشت هیدروپونیک (Hydroponics) می باشد.
همچنین یک واحد آکواپونیک نیازمند به انرژی جهت تأمین جریان آب و هوادهی توسط پمپ در سیستم می باشد.

۳ روش اصلی برای کشت گیاهان شامل موارد ذیل می باشد :

  1. کشت بستر ( media bed)
  2. نوار غذایی (NFT)
  3. کشت شناور (DWC)

3 نکته اصلی برای ساخت حوضچه آکواپونیک

حوضچه ماهی یکی از اجزای بسیار مهم در این سیستم است. مخزن پرورش ماهی باید بتواند شرایط بقاء و رشد ماهی را فراهم آورد

1 – شکل حوضچه:

اگر چه هر شکلی برای مخزن ماهی قابل استفاده است ولی حوضچه گرد یا هشت ضلعی با کف شیب دار دارای بهترین شرایط می باشد. شکل گرد حوضچه اجازه می دهد آب بصورت دایره ای شکل حرکت کرده و پسماندهای جامد مرکز آن تجمع نموده و به آسانی خارج گردند.

2 – مواد:

جنس مخزن از پلاستیک فشرده و یا فایبر گلاس و بتونی به دلیل استحکام و عمر طولانی در نظر گرفته می شود. مواد فلزی بدلیل اکسیده شدن در داخل آب مناسب نمی باشد.

اگر در ساخت مخزن از مواد پلاستیکی استفاده می شود حتما باید مقاوم به اشعه ماوراء بنفش ( U.V ) باشد چون اشعه مستقیم خورشید ممکن است به پلاستیک خسارت وارد کند .

یکی دیگر از گزینه ها استفاده از استخرهای زمینی است. مدیریت استخرهای طبیعی در سیستم آکواپونیک مشکل می باشد زیرا فرایندهای بیولوژیک در لایه های پایینی استخر صورت گرفته و مواد غذایی اغلب مورد استفاده گیاهان آبزی موجود در استخر می گردد.

استخرهای سیمانی و یا حوضچه های پلاستیکی در سطح زمین قابل قبول تر نسبت به حوضچه های طبیعی استخرهای خاکی) می باشند.

3 – رنگ:

رنگ سفید و یا روشن بهترین گزینه می باشد زیرا رفتار آبزیان در حوضچه و میزان مواد پسماند جامد موجود در آن به راحتی قابل رؤیت می باشند. مخازن سفید همچنین نور خورشید را بازتاب داده و آب را خنک تر نگه می دارند.

اهمیت فیلتراسیون مکانیکی و بیولوژیک در طرح آکواپونیک :

برای سیستمهای مدار بسته پرورش آبزیان (RAS) داشتن فیلتر مکانیکی یکی از ضروریات می باشد. فیلتر مکانیکی ذرات جامد را از محلول پسماند مخزن ماهی جدا و جابه جا می کند و این خروج پسماند برای سلامت سیستم ضروری است زیرا گازهای مضر (همانند CO2) بوسیله فعالیت باکتریهای هوازی در اثر تأخیر در خروج مواد زائد از مخزن ماهی آزاد می شوند .

به علاوه پسماندهای جامد می توانند با انسداد مجاری انتقال آب در جریان گردش آن در سیستم اختلال ایجاد می کند و ساده ترین روش قرار دادن یک فیلتر بین مخزن ماهی و بستر کشت گیاه می باشد.در واحدهای کوچک آکواپونیک می توان با قرار دادن یک ظرف بشکه در مسیر جریان آب از حوضچه ماهی به بستر کشت این عمل را انجام داد.

در سیستمهای تجاری با تراکم بالاتر ماهی باید از فیلترهای مکانیکی که قدرت خروج بیشتر مواد جامد را دارند همانند تانکهای رسوب گیر، فیلتر شنی و درام فیلتر استفاده نمود.

استفاده از بستر کشت به عنوان فیلتر مکانیکی و بیولوژیک

ممکن است زمانی که واحد آکواپونیک بر اساس روش N. F . T و یا D. W . C طراحی گردیده مخصوصا در مکان هایی که امکان ایجاد فیلتر مکانیکی – بیولوژیکی بطور مجزا وجود ندارد از روش بستر کشت به عنوان یک فیلتر مکانیکی بیولوژیک استفاده نمود.

به عنوان مثال زمانی که روزانه ۲۰۰ گرم غذا به حوضچه پرورش ماهی میدهیم نیاز به بیوفیلتری به حجم ۳۰۰ لیتر می باشد. اما زمانی که برای تولید تراکم بالای ماهی در نظر گرفته شده است طراحی یک فیلتر مکانیکی و بیولوژیک مجزا لازم و ضروری است.

چرا حرکت آب در آکواپونیک جایگاه خاص دارد؟

حرکت آب پایه و اساس زنده نگه داشتن تمامی ارگانیزمهای سیستم آکواپونیک می باشد. مسیر جریان آب از حوضچه ماهی به فیلتر مکانیکی ، بیوفیلتر و بستر کشت گیاهان می باشد. جریان آب مواد غذایی موجود در مخزن ماهی را به گیاهان منتقل می کند.

اگر حرکت آب دچار اختلال گردد اغلب اثرات آن بلافاصله بصورت کمبود اکسیژن محلول در آب و تجمع پسماندها در مخزن ماهی مشاهده می گردد. بنابر این مدت زمان گردش آب در یک واحد آکواپونیک حداقل یک مرتبه در ساعت پیشنهاد می گردد.

به عنوان مثال اگر حجم کل أب تانک ماهی ۱ متر مکعب (۱۰۰۰ لیتر) باشد جریان گردش آب باید به میزان ۱۰۰۰ لیتر در ساعت صورت گیرد. و این بدان معنی است که در هر ساعت آب مخزن ماهی ۱ مرتبه در سیستم گردش نماید.

چگونگی کشت در طرح آکواپونیک

کشت در بستر اغلب برای واحدهای کوچک آکواپونیک طراحی می گردد و این روش برای بسیاری از شرایط آب و هوایی مناسب است. این روش محیط مناسبی برای استقرار ریشه گیاهان فراهم می آورد، همچنین به عنوان یک فیلتر ( مکانیکی بیولوژیک) عمل می نماید.

این عملکرد دو منظوره بستر کشت نشان می دهد که چرا این روش به تنهایی قابل استفاده می باشد این در حالی است که در روش N. F . T و یا W. D .C نیازمند به واحدهای فیلتر مکانیکی و بیولوژیک مجزا می باشد. جریان آب درون بستر کشت به صورت جزر و مدی است. آب در سطح بستر تا حد مشخصی بالا آمده و مجددا به سطح قبلی خود باز می گردد.

این عمل سطح اکسیژن اطراف محیط ریشه را افزایش داده و همچنین فعالیت باکتریهای نیتری فیکاسیون را جهت تبدیل آمونیاک تسهیل می نماید.

یک واحد آکواپونیک با روش بستر کشت به صورت استاندارد شامل یک مخزن ماهی و بستر کشت جهت سیستم هیدروپونیک گیاهان است. در یک واحد کوچک در این روش بطور معمول حجم مخزن ماهی برابر ۱ متر مکعب و سطح بستر کشت ۳تا۴ متر مربع در نظر گرفته می شود.

عمق بستر کشت بسیار مهم می باشد زیرا فضای مورد نیاز رشد ریشه ها را فراهم می آورد و میزان آن به نوع گیاه و حالت رشد آن بستگی دارد. اگر از سبزیجات میوه ای مانند گوجه فرنگی، بامیه و یا کاهو استفاده می شود عمق بستر باید ۳۰ سانتیمتر در نظر گرفته شود و در سبزیجات برگی کوچک (ریحان و جعفری و …) عمق بستر را می توان 1۵ تا۲۰سانتیمتر در نظر گرفت.

منظور از مواد بستر چیست ؟

یکی از مهم ترین شاخصه های مواد بستر داشتن سطح بالا برای فعالیت باکتریها، جریان بهتر آب، تبادل بهتر اکسیژن در محیط ریشه و شرایط مناسب برای گسترش ریشه هاست. مواد بستر باید از لحاظ اسیدیته خنثی باشند و هیچگونه سمیتی برای گیاهان ایجاد نکنند.

شستن مواد بستر قبل از استفاده بسیار مهم است زیرا ذرات موجود در آنها می تواند جریان سیستم را مسدود کند و شرایط نامناسبی برای آبزیان ایجاد گردد و سرانجام در انتخاب مواد بستر این نکته را باید در نظر داشت که امکان حمل آن به مزرعه وجود داشته باشد.

ویژگیهای یک بستر مناسب در Aquaculture

  1. داشتن سطح وسیع برای رشد باکتریها
  2. اسیدیته خنثی
  3. زهکشی مناسب
  4. داشتن فضای کافی برای جریان هوا و آب در بستر
  5. در دسترس بودن و ارزان بودن آن
  6. وزن سبک

گیاهان قابل کشت در سیستم آکواپونیک

بیش از ۱۵۰ گونه مختلف از سبزیجات، گیاهان علفی، گلها و همچنین درختچه های کوچک بطور موفقیت آمیزی در این سیستم رشد می کنند. به طور معمول سبزیجات برگی و برخی از سبزیجات میوه ای مانند گوجه فرنگی، خیار و … مورد استفاده قرار می گیرند.

گیاهان سیستم آکواپونیک به دو دسته تقسم می شوند:

1 – سبزیجات برگی و گیاهان علفی:

  1. کاهو
  2. برگ سالاد سوئیسی
  3. ریحان
  4. نعناء
  5. جعفری
  6. گشنیز
  7. پیازچه
  8. شاهی

2-سبزیجات میوه ای:

این گونه از سبزیجات نسبت به سبزیجات برگی جهت تولید گل و میوه نیاز به سطح بیشتری از مواد غذایی دارند و شامل:

  1. گوجه فرنگی
  2. بادمجان
  3. خیار
  4. هندوانه
  5. فلفل
  6. توت فرنگی

این گونه از سبزیجات نسبت به سبزیجات برگی جهت تولید گل و میوه نیاز به سطح متوسط از مواد غذایی دارند و شامل:

  1. گل کلم
  2. کلم بروکلی
  3. کلم برگ
  4. گونه ای فلفل زینتی در آکوپونیک
  5. نعناع کشت شده در آکوپونیک

به چه نوع ماهی در آکواپونیک نیاز داریم ؟

در این روش می توان از گونه های سردآبی و گرم آبی ماهیان استفاده کرد.

1 – تیلا پیا

موطن این ماهی در شرق آفریقا می باشد. تیلاپیا یکی از گونه های آب شیرین است که در اکثر بسترهای پرورش ماهی در دنیا مورد استفاده قرار می گیرد. تیلاپیا نسبت به عوامل بیماری زا، شرایط نامناسب محیطی و آب مقاوم بوده و بهترین محیط برای پرورش آن آب و هوای گرم است. اگر چه تیلاپیا دمای ۱۴تا۳۴ سانتیگراد را تحمل می نماید ولی در دمای پایین تر از ۱۷ سانتیگراد رشد نکرده و در دمای پایین تر از ۱۲ سانتیگراد از بین می رود. بهترین دمای رشد آنها ۲۷تا۳۲سانتیگراد است.

بنابراین تیلاپیا در صورت عدم تأمین شرایط محیطی نمی تواند بقاء داشته باشد. در شرایط مناسب تیلاپیا در یک دوره رشد (۶ ماه) از وزن ۵۰ گرم به ۵۰۰ گرم می رسد. تیلاپیا همه چیز خوار بوده (omnivores) یعنی می تواند از منابع گیاهی و جانوری برای تغذیه استفاده نماید. تیلاپیا می تواند از گیاهان با پروتئین بالا (مانند عدسک آبی (duckweed) و یا آزولا (Anabaena azollae) تغذیه نماید.

2 – کپور معمولی

موطن اصلی آن شرق آسیا و اروپا است. در حال حاضر کپور یکی دیگر از گونه های مهم پرورشی می باشد. کپور همانند تیلاپیا به سطح پایین اکسیژن محلول در آب مقاوم بوده و به دماهای پایین نیز مقاوم است. کپور می تواند در دمای زیر ۴ سانتیگراد نیز زنده بماند. بنابراین می تواند یکی از گونه های مناسب جهت پرورش در سیستم آکواپونیک باشد. بهترین دمای رشد برای ۲۵ تا ۳۰ سانتیگراد است.

3 – ماهی قزل آلا

قزل آلا یک ماهی گوشتخوار (carnivorous) آب سرد متعلق به خانواده آزاد ماهیان می باشد. همه ماهیان قزل آلا نیاز به محیطی با آب سرد دارند و دمای مناسب برای رشد آنها ۱۰تا۱۸ سانتیگراد است. قزل آلا گونه مناسبی برای مناطقی با زمستان سرد می باشد. رشد آنها در دمای بالای ۲۱ سانتیگراد کاهش یافته و حتی در صورت وجود اکسیژن کافی قادر به جذب آن نمی باشند.

قزل آلا نسبت به ماهیان کپور و تیلاپیا به پروتئین بالاتری نیاز دارد. قزل آلا نسبت به شوری مقاوم بوده و امکان پرورش آن در آبهای شیرین و شور وجود دارد ولی نسبت به تیلاپیا و کپور به آب با کیفیت تری نیازمند است.

4 – ماهیان زینتی:

در میان ماهیان زینتی گونه های کوی (koi) و ماهی طلائی ( Gold fish) مناسب ترین گونه ها برای سیستم آکواپونیک می باشند زیرا نسبت به شرایط محیط مقاوم تر هستند و همچنین انواع گونه های ماهی زنده زا مانند گوپی، مولی و … نیز برای این سیستم مناسب هستند.

همه چیز درباره فلفل سیاه

نام علمی :

Piper nigrum

تیره ی :

Piperaceae

گیاهشناسی

فلفل سیاه میوه‌های خشک شده تیره رنگ گیاه فلفل است. گیاه فلفل بومی جنوب هند است. فلفل  گیاه رونده گل دهنده ای از خانواده Piperaceae، که برای میوه آن کشت می شود، که معمولاً به صورت خشک به عنوان ادویه و چاشنی استفاده می شود.

فلفل گیاهی است بالارونده و دارای ریشه های ساقه خیز و کوتاه که میوه آن ادویه ای است با طعم تند و سوزنده . گیاهی دارویی – خوراکی و دارای طعمی تند. فلفل از بوته‌ای باریک و بلند و در رنگهای متنوعی چون سبز، قرمز، زرد، و نارنجی به دست می‌آید.

برگهای آن بیضی نوک تیز و پهن ،سطح فوقانی آن به رنگ تیره و سطح زیرین برگ سبز روشن به طول ۱۵-۱۰ سانتی متر.

گلهای آن سفید کوجک به صورت سنبله و مانند شاتون فندق آویزان ومیوه آن گرد کوچکتر از نخود، ابتدا به رنگ سبز و پس از رسیدن به رنگ قرمز تیره در می آید و به شکل خوشه ای به طول ۹-۸ سانتی متر از ساقه آویزان می شود. در هر سنبله ممکن است ۶۰-۵۰ دانه منفرد باشد.

ارتفاع درختچه فلفل تا ۱۰ متر ولی ضخامت ساقه آن کم و در حدود 1 تا 1.5 سانتی متر می باشد. به این دلیل ساقه ان یارای ایستایی ندارد و در ابتدا و قبل از اینکه به درختی انگل شود باید با کمک قیم آن را نگهداشت.

گیاه فلفل سیاه معمولا در مناطق حاره مرطوب که بارندگی سالیانه آن از ۳-۲ هزار میلی متر بیشتر باشد می روید.

تکثیر فلفل سیاه معمولا از طریق قلمه است ولی به هر حال بذر آن را نیز می توان کاشت و تکثیر نمود.
برداشت دانه معمولا از سال سوم شروع می شود ولی محصول کافی دانه از سال هفتم به دست می آید.

مواد مؤثره

گیاه فلفل سیاه معمولا در مناطق حاره مرطوب که بارندگی سالیانه آن از ۳-۲ هزار میلی متر بیشتر باشدمیروید.
از نظر ترکیبات شیمیایی بررسی های دانشمندان شیمی نشان می دهد که فلفل دارای اسانس روغنی فرار و آلکالوئید هایی به نام چاویسین ،پی پرین و پی پریدین می باشد .و به علاوه در میوه ان ماده پی پرتین وجود دارد.
از تقطیر شاخه ها و ساقه های فلفل سایه در حدود ۴/۲-۱ درصد اسانس روغنی فرار به دست می اید.این اسانس منشا عطر خاص فلفل است و طعم تند مخصوص فلف سیاه در اثر وجود ماده زرینی چاویسین و سوزانندگی پس از مزه کردن ان در آثر وجود آلکالوئید متبلوری به نام پی پرین می باشد که هر دو اجزای زرین روغنی فلفل سیاه می باشند که از طریق حلالها آنها را از فلفل سیاه ساییده شده به دست می آورند.
اسانس فلفل و همچنین زرین روغنی فلفل هر دو در صنایع غذایی مصارف وسیعی دارد.

خواص دارویی

فلفل از نظر طبیعت بسیار گرم و خشک است، محرک و قرمز کننده پوست است. در استعمال داخلی به عنوان مقوی معده و محرک اشتها، مدر، گرم کننده و ضد سم و برای رفع انواعی از مسمومیت های غذایی بکار میرود فلفل برای رفع سرفه سردرطوبی و تنگی نفس و دردهای سینه نافع می باشد و اگر با عسل خورده شود برای پاک کردن ریه مفید است.
فلفل برای گرم مزاجان مضر است.

منشا و پراکنش فلفل

این گیاه بومی مکزیک و آمریکای مرکزی است و مکزیک و پرو اولین کشورهایی بودند که کاشت این گیاه را رواج دادند. کریستف کلمب آنرا به جنوب اروپا آورد و از آنجا نیز به خاورمیانه ، آفریقا و آسیا گسترش پیدا کرد. فلفل سبز را نباید با فلفل سیاه یکی دانست زیرا فلفل سیاه بومی هندوستان بوده و دارای ساقه‌های خوابیده است که میوه‌های کروی و سیاه رنگی تولید می‌کند که پودر میوه آن به صورت چاشنی استفاده می‌شود. حدود 46 % تولید فلفل در آسیا انجام می‌شود و چین عمده‌ترین تولید کننده فلفل در آسیا می‌باشد. 

تاثیر عوامل محیطی بر رشد فلفل

دما: فلفل از سبزیهای فصل گرم می‌باشد و نسبت به سرما و یخبندان و دماهای کمتر از 15درجه سانتیگراد بسیار حساس است و دمای پایه برای رشد فلفل در حدود 18درجه سانتیگراد مناسب می‌باشد.

رطوبت: نیاز آبی فلفل در حدود 1000 – 400 میلیمتر می‌باشد بطوری که رطوبت کم باعث ریزش گل و رطوبت زیاد باعث ریزش برگ می‌شود.

خاک: فلفل را می‌توان در خاکهای شنی سبک تا رسی سنگین کشت نمود. خاک مناسب برای کشت آن خاکهای لوم یا لوم شنی است.

نور: فلفل به عنوان یک گیاه به طول روز می‌باشد و معمولاً به فاصله دو ماه پس از کاشت گلدهی شروع می‌گردد و یکماه پس از گل آغازی میوه بستن صورت می‌گیرد و همواره شدت نور کم باعث ریزش گل می‌شود. بطور کلی با افزایش شدت نور در زمان گلدهی اگر کمبود رطوبت وجود نداشته باشد عملکرد افزایش خواهد یافت.

روش های پرورش فلفل

روش کشت مستقم

در این روش پس از تهیه و آماده سازی بستر بذرها در ردیفهای به فاصله 75 – 70 سانتیمتر کشت می‌شوند و فاصله بین بوته‌ها روی ردیف حدود 45- 40سانتیمتر می‌باشد. دمای مناسب برای جوانه زنی بذر فلفل حدود 25 – 20سانتیمتر است. 

روش نشایی

چون بذر فلفل نسبت به گوجه فرنگی و بادنجان جوانه زنی کندتری دارد و همواره به دمای پایین خاک برای جوانه زنی حساسیت بیشتری دارد، در بیشتر موارد از پرورش نشاء برای تولید این گیاه استفاده می‌شود. مدت زمان ماندن نشاء در خزانه حدود 6 – 8 هفته است. 

میوه دهی فلفل

در اکثر موارد خود گرده افشانی صورت می‌گیرد و گلها به صورت افقی یا آویزان قرار می‌گیرند و گرده می‌تواند به راحتی روی سطح کلاله بچسبد و احتمالاً در مزرعه حشرات در انتقال گرده و افزایش به میوه نشستن کمک می‌کنند. فلفل توانایی تولید میوه پارتنوکارپ (میوه بدن دانه) را دارد بویژه زمان که دمای هوا پایین باشد. افزایش تعداد میوه در هر بوته باعث کاهش اندازه میوه‌ها شده و بر عکس زمانی که تعداد محدودی میوه روی گیاه تشکیل شود آنها از رشد بیشتری برخوردار بوده و اندازه آنها افزایش می‌یابد. 

مراقبت و نگهداری

کوددهی فلفل

کودهای فسفره و پتاسی را هنگام آماده سازی زمین به آن اضافه می‌کنند و نیز حدود 3/1 از کود ازته را نیز قبل از کشت به زمین اضافه می‌کنیم و بقیه کود ازته را در هنگام شروع رشد زایشی به گیاه می‌دهند. البته لازم به ذکر است که استفاده دیر هنگام از کودهای ازته باعث دیررسی محصول و به تأخیر افتادن رشد زایشی می‌گردد و استفاده متعادل از این کود باعث زودرسی می‌گردد همچنین میزان ویتامین C در اثر استفاده زیاد از کودهای از ته کاهش می‌یابد. 

مبارزه به علفهای هرز فلفل

می‌توان از علف کش تریفلورالین و علف کش دیفن آمید برای مبارزه با علفهای هرز مزرعه فلفل استفاده کرد. 

آبیاری مزرعه

فلفل یکنواخت بودن توزیع آب در طی فصل رشد باعث جلوگیری از ریزش گل و کاهش میوه بستن و نیز جلوگیری از ایجاد عارضه پوسیدگی گلگاه می‌گردد. 

ناهنجاریهای فیزیولوژیکی فلفل

ریزش جوانه گل و گل: این عارضه بیشتر در انواع دارای میوه درشت صورت می‌گیرد عوامل ایجاد کننده این ناهنجاری شامل دماهای بالا ، نورکم ، تنش خشکی ، رشد سریع میوه روی گیاه و آفات و بیماریهای ویروسی است.

آفتاب سوختگی: میوه‌های رسیده فلفل اگر در معرض نور با شدت بالا قرار گیرند دچار آفتاب سوختگی می‌شوند میوه‌های فلفل در مرحله سبز رسیده در هنگام تغییر رنگ از مرحله سبز رسیده به قرمز حساسیت بیشتری دارند.

پوسیدگی گلگاه: به صورت جراحتهای موضعی تیره رنگ روی میوه‌های سبز بالغ و رسیده دیده می‌شود که این عارضه توسط کاهش موضعی کلسیم ایجاد می‌شود.

شکل غیر طبیعی میوه: این عارضه توسط دماهای کم زمان میوه بستن ایجاد می‌شود که این میوه‌ها بدن بذر می‌باشند.

زمان برداشت میوه

میوه فلفل معمولاً به صورت نارس برداشت می‌شود، برای ارقامی که به صورت فرآوری مصرف می شوند آنها را در مرحله رسیدگی کامل برداشت می‌کنند و در زمان رسیدن میوه بافت پوست آن سفت‌تر می‌شود و برداشت به صورت هفتگی صورت می‌گیرد. 

شرایط نگهداری فلفل در انبار

برای نگهداری فلفل در انبار دمای10درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی بالا یعنی حدود90% ضروری است

مقالات مرتبط

9 خاصیت شگفت انگیز روغن فلفل سیاه

خلط گلو: ۱۱ راهکار موثر و خانگی برای رهایی از خلط گلو – 1- زنجبیل و فلفل سیاه و عسل

کاشت و داشت و برداشت میخک هندی

نام علمی:
Syzygium aromatica


تیره:
Myrtaceae

تاریخچه

تا قرون پیش از میلاد درخت میخک به صورت بومی فقط در جزایر مالوکا پرورش و تکثیر می یافته است.باستان شناسان در کاو شهای خود بقایای میخک را در ظروفی سفالی در سوریه پیدا کرده اند. مصرف ادوی ههای میخک همراه جوز هندی و فلفل به مقدار زیادی در میان رومیان باستان متداول بوده است.میخک در قرون وسطی توسط تجار و بازرگانان مسلمان در اقیانوس هند داد و ستد میشده است.پرتغالی ها به داد و ستد میخک و انتقال آن به اروپا نقش داشته اند و هر کیلوگرم از میخک ارزشی برابر هفت گرم طلا داشته است. در گذشته میخک ادویه ای بسیار گران قیمت بوده است و سود حاصل از فروش این ادویه ارزشمند سبب ایجاد جن گهای زیادی در بین کشورهای اروپایی برای به دست آوردن کنترل تجارت میخک بوده است، به همین علت هلند یها در قرون وسطی تمامی جزایری که در آن کشت میخک متداول بوده است به آتش کشیده و نابود کردند و فقط جزایری که خود مسؤول آن بودند به منظور تولید و عرضه میخک باقی ماند. در سال ۱۷۷۰ میلادی و پس از این که فرانسوی هامتوجه شدند که درخت میخک به شکل بومی در جزیره موریس پراکنش دارد و رشد میکند، کشت این درخت را در گینه، برزیل، غرب هند و زنگبار گسترش دادند و به تولید روز افزون میخک پرداختند. میخک بومی جزایر مولوکاس در جنوب کشور فیلیپین که در گذشته به عنوان جزایر ادویه
شناخته می شد در اندونزی است. معنای انگلیسی نام میخک Clove به معنی ناخن (ناخنهای کوچک و دارای شکلی نامنظم)است و تشبیه ای از شکل میو ههای درخت میخک است .

محل پراکنش

بومی جزائر اندونزی و اقیانوسیه است و بعلت زیبایی خاصی که دارد امروز در بیشترنقاط دنیا بعنوان درخت زینتی پرورش داده می شود . البته در مناطق سردسیر این گیاه در گلخانه و گرم خانه نگهداری می شود.

خواص دارویی

قسمت مورد استفاده : اسانس، غنچه ی گل (میخک ها)
اثرات مهم : ضد درد، ضد استفراغ، آنتی اکسیدان، ضد عفونی کننده، قابض، محرک
درد دندان و دردهای عصبی : قرار دادن مقداری میخک در داخل دهان و یا ریختن یک قطره اسانس میخک بر روی پنبه و قرار دادن این پنبه بر روی دندان، یک داروی مطمئن و فوری برای درد دندان به شمار می رود. این اسانس باید به مقدار کم استفاده شده و روی لثه قرار نگیرد. اسانس رقیق شده میخک (مثلاً ۳ درصد) نیز می تواند بر روی سایر نقاط پوست به منظور تسکین برخی دردهای عصبی مانند زونا مالیده شود .
مشکلات گوارشی و سندروم روده تحریک پذیر : مقادیر اندک پودر یا میخک برای درمان بیماریهایی مانند تهوع، سوءهاضمه و نفخ معده مفید است. میخک می تواند اسهال و استفراغ را
تسکین داده و با عفونت ها نیز مقابله کند. از آنجا که این گیاه خاصیت بیحس کنندگی خفیف نیز دارد، می تواند با کم کردن حساسیت عصب های داخل روده اسپاسم را کاهش داده و در سندروم روده تحریک پذیر نیز مفید باشد .

ماده مؤثره


غنچه های درخت میخک پس از باز شدن یعنی قبل از اینکه رنگ خاکستری و ارغوانی آن تبدیل به قرمز شود باید چیده و خشک نمود . میخک که بعنوان ادویه و دارو بکار می رود پودر این غنچه ها می باشد . میخک دارای ۱6 درصد و ساقه های درخت در حدود 5 درصد و برگهای آن دارای 2 درصد اسانس روغنی می باشد که از تقطیر این قسمت ها بدست می آید اسانس میخک دارای بوئی قوی وطعمی سوزاننده می باشد .این اسانس سفید رنگ بوده که اگر در مجاورت هوا قرار گیرد رنگ آن تیره و غلیظ می شوداسانس میخک دارای اوژنول ،کاربو فیلین ، الکل بنزیلیک ، بنزوات دو متیل ، فورفوول و اتیلن می باشد . اوژنول که ماده اصلی میخک می باشد آرام کننده و ضد عفونی کننده است و از آن در دندانپزشکی برای آرام کردن درد دندان استفاده می شود.

گیاهشناسی


درختی همیشه سبز است که می تواند بین ۸ تا ۱2 متر رشد کند. برگهای همیشه سبز وناخزان ،چرمی،متقابل ،بیضی ، نوک تیز ،وکمی موجدار. رنگ سبز تیره ی زیبای برگها با رنگ صورتی برگهای جوان و رنگ قرمز دمبرگ های برگها هماهنگی بسیار دارد ومنظره ی زیبایی به درخت میخک میدهد . و گلهایی به رنگ قرمز تیره در خوش ههای از هم جدا دارد. جوانه گل ها در ابتدا به رنگ سبز کم رنگ هستند که پس از مدتی به رنگ سبز تیره در می آیند، به تدریج رنگ آنها قرمز روشن می شوند و زمانی که آماده برداشت شدند و رسیدند به رنگ قرمز تیره در م یآیند. میوه میخک به طول یک و نیم تا دو سانتی متر است و شامل یک کاسه گل که در اطراف آن چهار کاسبرگ گسترش یافته است و چهار گلبرگ بسته در وسط گل قرار دارند که به شکل یک توپ می شوند و در مرکز میوه قرار دارند. شاخه های درخت میخک بسیار گسترده و به رنگ زرد مایل به خاکستری هستند. بر گهای درخت متناوب و صاف و به رنگ سبز هستند. تمام شاخه های درخت معطر است .

شرایط اکولوژیکی


گل میخک گیاه گرمسیری است و به آب و هوای گرم و مرطوب و دمای ۳۰ – 2۰ درجه نیاز دارد و در بارندگی 25۰ – ۱5۰ سانتی متر به خوبی رشد می کند. خاک رس، لوم سیاه و با محتوای هوموس بالا که در منطقه ی جنگل یافت می شود. مناسب ترین روش برای کشت میخک است و همچنین در خاکستر های خاک رس و خاک های سیاه غنی با زهکشی خوب رشد می کند. خاک شنی برای رشد چنین گیاهی مناسب نمی باشد.

کاشت


گل میخک به روش جنسی با دو روش مستقیم و غیر مستقیم تکثیر می شود. روش غیر جنسی از طریق قلمه صورت می گیرد.در روش جنسی میخک از طریق بذر تکثیر می شود. به این روش که از ماه ژوئن تا اکتبر در دسترس می باشد. میوه ها بر روی درختان و میوه به طور طبیعی پس از رسیدن از درخت رها شده و بعد روی زمین می افتند و توسط حیوانات خورده می شوند، از این رو بهتر است بلافاصله پس از جمع آوری از درخت به طور مستقیم در زمین کاشته شوند. حتی می توان آنها را ابتدا در آب غوطه ور کرد و پس از چند روز در زمین اصلی کاشت. این روش باعث جوانه زنی سریعتر و بالاتری می شود. دانه های بزرگتر به طور کلی درصد جوانه زنی بیشتری دارند.

تاریخ و فواصل کاشت


در روش غیر مستقیم دانه ها در خزانه در فاصله ی 3 – 2 سانتی متری و عمق 2 سانتی متر کاشته می شوند. سطح بذر باید از نور مستقیم خورسید محافظت شود. جوانه زنی حدود 10 تا 15روز پس از کاشت شروع می شود. ممکن اسست حدود 40روز طول بکشد. در ارتفاع بالاتر جوانه زنی به طورقابل توجهی به تاخیر می افتد و اغلب 60 روز طول می کشد. نهال های تولید شده در خاک هایی حاوی مخلوطی از خاک، شن و ماده آلی به نسبت ۳،۳،۱ به فاصله ی 30 – 15 سانتی متر می کارند.نهال های 24 – 18 ماهه برای کاشت به زمین اصلی منتقل می شوند. باید توجه شود که نهالستان ها روزانه نیاز به سایبان و آبیاری منظم دارند.

مراقبت و نگهداری


دامنه های شیب دار شرقی و شمال شرقی دره ها و کنار رودخانه ها یا برای رشد میخک ایده آل است. قبل از کاشت زمین اصلی باید از علف های هرز پاک شود. در منطقه انتخاب شده برای پرورش میخک باید قبل از باد های موسمی، چاله هایی به ارتفاع ۷5 – 6۰ سانتی متر و به فاصله ی ۷ – 6 متر حفر کنیم. نهال ها را در آغاز فصل های بارندگی در ماه های ژوئن تا ژانویه در مناطق کم ارتفاع کاشته می شوند. در اوخر ماه های باد های موسمی در ماه های ستامبر تا اکتبر میخک آب و هوای نیمه آفتابی را ترجیح می دهد.

برداشت


گیاه میخک در سال هفتم یا هشتم پس از کاشت به بار می رود و بیشترین مقدار محصول اقتصادی را در سال ها ی 2۰ – ۱5 سالگی دارد. فصل گلدهی در دشت ها و منطق کم ارتفاع در ماه های سپتامبر تا اکتبر است ولی در ارتفاعات بالاتر از ماه های دسامبر تا فوریه است. جوانه ها در انتهای شاخه ها رشد می کنند و 6 – 4 ماه طول می کشد تا بتوان انها را برداشت کرد.میوه ها کمتر از 2 سانتی متر طول دارند. جوانه ها ابتدا سبز رنگ اند و پس از رسیدن به رنگ صورتی تا قرمز ظاهر می شوند.میوه های میخک را با دست و با دقت جمع آوری می کنند. باید دقت داشت که در بهترین زمان ممکن آنها را جمع آوری کرد تا بهترین کیفیت را داشته باشند.هنگامی که درختان بلند هستند برای جمع آوری میوه ها از نردبان پلت فرم استفاده می شود. خم شدن شاخه ها یا خم کردن خوشه های جوان با چوب مطلوب نیست زیرا باعث می شود که فوئیت ها از بین بروند. میوه ها را با دست از شاخه ها و خوشه ها(قسمت های دیگر)جدا می سازند و در هوای آزاد یا در خشک کن های الکتریکی استفاده می شوند.معمولا خشک شدن آن ها 45 روز طول می کشد. مرحله ی صحیح خشک شدن زمانی اتفاق می افتد که رنگ میوه ها به رنگ قهوه ای تیره باشد. وزن میوه های خشک شده حدود ۱/۳(یک سوم)وزن اولیه آنهاست.

مقدار محصول برداشت شده:اگر محصول در شرایط مطلوب نگهداری و خشک شود میزان محصول خشک شده 4 تا ۸ کیلوگرم در هکتار است.