امروزه با گسترش فضای مجازی افراد به زیادی تمایل به استفاده از خدمات آرایشگرها دارند و همچنین تعداد آرایشگرها و تبلیغات در زمینه آرایشی و زیبایی نیز به علت نرخ تقاضای بالا در این زمینه زیاد شده است. با وجود این که عده زیادی در راین راه تخصص و انصاف دارند و طبق اصول و موازین فنی و بهداشتی و اخلاقی کار خود را انجام میدهند ناگزیر افرادی هم وجود دارند که به دور از تخصص و انصاف دست به این کار میزنند و مانند حوزه های دیگر شکایات در این زمینه گسترش یافته است.
مصادیق تخلفات آرایشگاههای زنانه چیست؟
در یک تقسیمبندی میتوانیم این طور اشاره کنیم که تخلفات عمده در آرایشگاههای زنانه به دو دسته تخلفات صنفی و تخلفات بهداشتی قابل تقسیم است. به طور مثال گرانفروشی و دریافت مبالغی هنگفت و خارج از تعرفه معین و مصوب شده برای خدماتآرایشگری و زیبایی، عدم نصب قیمت خدمات در محل آرایشگاه بر روی دید مشتریان، ارائه خدمات باکیفیت پایین و لوازم بیکیفیت یا عدم تخصص و تبلیغ خلاف واقع از جمله تخلفات صنفی در این زمینه محسوب میشود که قابل پیگیری از طریق اتحادیه مربوطه این صنف میباشد.
برخی از افعال آرایشگران میتواند بجز تخلف صنفی جرم نیز باشد و در قانون برای آن مجازات در نظر گرفته شده باشد که میتوان از طریق مراجع قضایی و دادگستری اقدام به پیگیری آن نمود. به طور مثال انتشار تصاویر مشتریان در فضای مجازی بدون رضایت مشتریان، بر طبق قانون جرایم رایانهای و قوانین خاص مجازات اسلامی جرم محسوب میگردد و قابل پیگرد میباشد. البته در صورت اعلام رضایت مشتریان ، تهیه آلبوم و جمع آوری نمونه کارها و نمایش آن به مشتریان جدید در محیط زنانه آرایشگاه از منظر قانونی اشکالی ندارد. همچنین توجه داشته باشید تزریق بوتاکس و ژل و امثال آن در آرایشگاههای زنانه ، مداخله غیر مجاز در امر پزشکی محسوب میشود و بر طبق قانون قابل پیگرد می باشد و همچنین از جمله تخلفات بهداشتی انجام شده در آرایشگاههای زنانه است. خدماتی مثل لیزر پوست، سولاریوم، تزریق ژل، عمل زیبایی و غیره نیازمند داشتن مجوزهای پزشکی و انجام توسط پزشک متخصص و یا نظارت پزشک متخصص است و اصولا مراکز زیبایی نباید اینگونه خدمات را ارائه کنند چرا که ممکن است لطمات بدنی جبرانناپذیری مانند سوختگی پوست، ایجاد عفونت، صدمه به چشم هنگام انجام خدمات مرتبط با ابرو و غیره به وجود بیاید. این مورد علاوه بر تخلف بودن که با شکایت شاکی یا گزارش بازرسان قابل تعقیب انتظامی و پلمپ شدن واحد صنفی مربوطه می باشد، از طریق دادسرای جرایم پزشکی در تهران و دادسراها در شهرستان قابل تعقیب میباشد.
در چه پایگاه اینترنتی میتوانیم واحدها فاقد مجوز در تهران را گزارش دهیم؟
در سایت اینترنتی به پایگاه https://www.eazt.net که سایت مخصوص به اتحادیه آرایشگران زنانه در تهران می باشد، میتوانید واحدهای صنفی فاقد مجوز را با درج مشخصات و آدرس واحد فاقد پروانه کسب گزارش دهید. در سایر شهرستانها نیز میتوانید با پیدا کردن آدرس اینترنتی واحد مربوطه یا مراجعه حضوری به اتحادیه صنفی این موارد با با ذکر آدرس دقیق و مشخصات گزارش دهید تا مرجع مربوطه نسبت به پیگیری این گزاراش اقدامات لازم را مبذول نماید.
وظیفه بازرسی صنف آرایشگران چیست؟
واحدهای بازرسی وظیفه بازرسی از اصناف مختلف و ارائه گزارش و ثبت تخلف و پیگیریهای مربوطه در صورت مشاهده تخلف دارند و صنف آرایشگران زنانه نیز از این امر مستثنی نمی باشند. صنف آرایشگران زنانه یا اتاق اصناف ایران وظیفه بازرسی دورهای از آرایشگاهها را دارند و در این بازدیدها با برخی از این تخلفات برخورد میکند و نسبت به ارائه گزارش به سازمان تعزیرات حکومتی نیز اقدام مینماید تا پیگیری مطلوب در این زمینه انجام گیرد.
مجازات آرایشگاه زنانه متخلف بر طبق قانون چیست؟
برخی از افعالی که در محیطهای آرایشگاه زنانه رخ میدهد و همچنین برخی از کارها که آرایشگران مرتکب آن می شوند توسط قانونگذار جرمانگاری شده و برای ان مجازات در نظر گرفته شده است. با توجه به جرم یا تخلف صورت گرفته مجازاتهای متعددی در نظر گرفته شده است به طور مثال پرداخت جزای نقدی، ابطال پروانه صنفی آرایشگاه، تعطیل موقت آرایشگاه و نصب پارچه تخلف صنفی، و مجازاتهایی از این دست، برای تخلفات صنفی آرایشگاههای متخلف و یا مرتکب جرم در نظر گرفته شده است . همچنین در صورت ارتکاب جرم دخالت غیرمجاز آرایشگاه زنانه در امور پزشکی، امکان دارد با دستور بازپرس ویژه جرایم پزشکی، نسبت به پلمپ آرایشگاه نیز اقدام شود.
جبران خسارت شاکی توسط آرایشگاه زنانه به چه نحو است؟
شکات در ورطه اثبات تخلف یا جرم صورت گرفته میتوانند خسارات خود را جبران نمایند و متخلف و مجرم باید به ترمیم حقوق از دست رفته شاکی طبق قانون مبادرت ورزد. به طور مثال در صورتی که مبالغی اضافه بر تعرفه از شما توسط آرایشگر دریافت شده باشد و گرانفروشی رخ دهد شما میتوانید با شکایت به سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان، خسارت خودر را دریافت نمایید. اما اگر در آرایشگاه زنانه مداخله غیر مجاز در امر پزشکی رخ داد و بر اثر تقصیر یا قصور و مداخله غیر مجاز در امر پزشکی، متحمل خسارت جسمی یا مالی قرار گرفتید، تنها راه آن طرح شکایت در دادسرای جرایم پزشکی در این زمینه میباشد. پس از آن با ارجاع موضوع به پزشکی قانونی، میزان دیه مشخص میگردد و پرونده جهت رسیدگی به اتهام دخالت در امر پزشکی و تاسیس مرکز درمانی بدون اخذ مجوز، پس از تحقیقات مقدماتی در دادسرا، با صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی ارجاع خواهد شد و پس از صدور حکم قطعی در این زمینه میتوانید در دایره اجرای احکام دادگستری مبلغ معین شده خسارت و دیه خود را دریافت نمایید.
نکات مورد توجه جهت پیشگیری از موارد ذکر شده در انتخاب آرایشگاه زنانه چیست؟
امروزه با توجه به گسترش فضای مجازی و تبلیغهای خلاف واقع و تخلفات متعددی که در اخبار میشنویم و یا همچنین مشکلاتی که برای اقوام و آشنایان در این زمینهها رخ میدهد باید در انتخاب یک مرکز زیبایی و آرایشی معتبر توجه و وسواس زیادی به خرج دهید تا از مشکلات متعدد و گاهی جبرانناپذیر در این راه رخ میدهد، جلوگیری نمایید. توجه داشته باشید قبل از استفاده از خدمات مراکز زیبایی، در سامانه نظارت بر سازمانهای صنفی کشور، شناسه صنفی مرکز مورد نظر را استعلام نمایید و از رسمی بودن و تحت نظارت بودن واحد صنفی مورد نظر اطمینان خاطر پیدا کنید تا بعدها دچار مشکلات متعدد نظیر بسته شدن آن مرکز و فرار کردن صاحبان آن و غیره نشوید. آدرس وبسایت استعلام شناسه صنفی https://iranianasnaf.ir از هیات عالی نظارت بر سازمانهای صنفی کشور میباشد. در مورد تعرفهها نیز میتوانید تعرفه مجاز خدمات مراکز زیبایی را از سایت اتحادیه آرایشگران شهر و استان محل زندگی خود مشاهده نمایید و با آگاهی کامل از هزینه ها، خدمات مورد نیاز خود را دریافت کنید .
آیا نیاز به حضور وکیل در شکایت از آرایشگر و آرایشگاه زنانه وجود دارد؟
بله، به خوبی میدانید که چنین پرونده هایی به علت تنوع و تفاوتهای جزئی که با یکدیگر دارند نیاز به بررسی وکیل متخصص جرایم پزشکی جهت طرح پرونده جرایم پزشکی و مداخله غیر مجاز در امور پزشکی به دادسرای مربوطه و یا اقدام به شکایت در دادسرای امور رایانهای جهت رخ دادن جرایم رایانهای توسط سالن آرایشی می باشند که امری تخصصی و با دانش فنی بالا میباشد. در صورت استفاده نکردن از خدمات و تخصص چنین وکلایی ممکن است ضرر های جبرانناپذیری به شما تحمیل شود. یک وکیل متخصص به خوبی میتواند مراجع قضایی را در این موارد اقناع نماید .
آیا مستاجر اماکن تجاری می تواند ملک مورد استفاده را به دیگری اجاره دهد؟
براساس ماده ۱۵ آیین نامه اجرایی قانون روابط موجر و مستاجر، مستاجر اماکن تجاری در مدت اجاره چنانچه حق انتقال به غیر از او سلب نشده باشد میتواند با اخذ مبلغی به عنوان سرقفلی، مورد اجاره را برای همان شغل و در صورتی که منع قانونی وجود نداشته باشد و با قرارداد اجاره منافات نداشته باشد برای مشاغل دیگر، با رعایت سایر شرایط مندرج در اجاره نامه به دیگری منتقل نماید.
همچنین براساس ماده ۴۷۴ قانون مدنی مستاجر که مالک منافع است میتواند در صورتی که در قرارداد اجاره این حق از او سلب نشده باشد مجددا مالی که اجاره کرده را به فرد دیگری اجاره دهد
بنابراین موجران در هنگام تنظیم قرارداد باید به این مهم توجه کافی داشته باشند که اگر قصد تفویض چنین اجازهای به مستاجر ندارند در قرارداد اجاره بنویسند که مستاجر حق اجاره به غیر را به صورت کلی یا جزئی ندارد
ماده ۴۷۴ قانون مدنی می گوید : تاجر میتواند عین مستاجره را به دیگری اجاره بدهد مگر اینکه در عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد.
اصولا در خود قراردادها ذکر می شود که ملک مورد اجاره جزئا یا کلا قابل انتقال به دیگری نیست. انتقال جزئی یعنی همان مثال شما که خود مستاجر در ملک زندگی کند و بخشی از آن را به کس دیگری اجاره دهد.
در هر حال گاهی افراد با وجود این که حق اجاره دادن ملک به دیگری از آن ها سلب شده با به کارگیری ترفند هایی این کار را انجام می دهند. برای مثال ملک را بدون تنظیم قرارداد به فرد دیگری اجاره می دهند.
با وقوع این اتفاق مالک می تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای تخلیه ملک کرده و شخص را از ملک خارج کند. مستاجر دوم نیز می تواند تمام زیان های خود را از مستاجر اول مطالبه کند. در واقع به این دلیل که شرایط معامله رعایت نشده است برای موجر حق تخلیه و فسخ ایجاد می شود.
لازم به یادآوری است که این کار مستاجر جرم انگاری نشده و جنبه کیفری ندارد بنابراین چنین کاری ،انتقال مال غیر یا کلاهبرداری نخواهد بود.
سرقفلی وجهی است که مالک (خواه مالک عین باشد یا منفعت) در ابتدای اجاره و جدای از مالالاجاره از مستأجر میگیرد تا محل را به وی اجاره بدهد و واگذار کند، ولی حق کسب و پیشه و تجارت
حقی است که به طور تدریجی و به مرور زمان برای مستأجر محل کسب، پیشه و تجارت به وجود میآید. بعد از اینکه مستأجر کار و فعالیت کرد و مشتری و اعتبار به دست آورد، حقی برای او به وجود میآید که به آن حق کسب و پیشه و تجارت میگویند و یکی از مهمترین مسائلی که میبایست در عقد اجاره به آن توجه کرد آن است که روابط موجر و مستأجر بر اساس کدام قانون و تحت چه شرایطی تنظیم میشود. معمولاً پرداخت کرایه بهصورت ماهانه است و مستأجر باید در پایان هرماه اجارهبها را به موجر یا نماینده موجر پرداخت کند. لازم به ذکر است درصورتیکه در قرارداد اجاره حق فسخ قرارداد اجاره، در صورت عدم پرداخت بهموقع اجارهبها پیشبینیشده باشد، بایستی مستأجر بهموقع اجارهبها را پرداخت کند تا دچار مشکلات تخلیه نشود. طبق قوانین اجاره ملک تجاری مصوب در سال ۷۶، مستأجر موظف است بهمحض اتمام مدت قرارداد، ملک تجاری را تخلیه کرده و آن را به موجر صحیح و سالم پس بدهد. اما قوانین اجاره ملک تجاری سال ۵۶ میگوید که انقضای مدت، دلیل بر تخلیه نیست. یعنی هرگاه مدت اجاره تمام شود، موجر نمیتواند مستأجر را الزام به تخلیه کند و موجر باید برای تخلیه مستأجر دلیل داشته باشد؛ که یکی از این دلایل این است که مستأجر محلی را که حق انتقال به غیر را در آن ندارد را، انتقال دهد. در این صورت موجر میتواند با این دلیل مستأجر را الزام به تخلیه کند؛ یا درجایی که مستأجر شغل مورد توافق را عوض کند، یعنی در قرارداد گفته شود از این ملک برای این شغل استفاده میشود، اما مستأجر آن شغل را تغییر دهد، موجر میتواند با این دلیل مستأجر را ازملک اجاره دادهشده بیرون کند. یا وقتیکه مستأجر در مورد عین اجاره زیاده روی و یا کوتاهی کند، برای مثال دیواری را در ملک جابهجا کند یا دیواری بگذارد، موجر میتواند او را ازملک خود بیرون بی اندازد.
اجاره طولانی اماکن تجاری (مغازه) خطری برای مالک (موجر) دارد؟
خطر اجاره طولانی اماکن تجاری
خطر اجاره طولانی اماکن تجاری , یکی از دغدغه های مالکین املاک تجاری برای اجاره دادن مغازه شان این است که اگر قرارداد را برای بیش از یک سال منعقد کنند حقی برای مستاجر به وجود می آید و در هنگام تخلیه دچار مشکل می شوند و یا این که تصور می شود اگر برای چند سال پیاپی قرارداد اجاره بین موجر (مالک) و مستاجر تمدید شود حقی برای مستاجر ایجاد می شود و خطراتی برای موجر دارد.
واقعیت این است که اگر قرارداد اجاره مربوط به ملک تجاری بعد از مهر ماه سال ۱۳۷۶ منعقد شده باشد مشمول قانون مالک و مستاجر سال ۱۳۷۶ می گردد و بر طبق این قانون اگر مستاجر مبلغی به عنوان سر قفلی پرداخت نکرده باشد در هنگام تخلیه و تمام شدن مدت قرارداد، چیزی به او تعلق نمی گیرد
به زبان ساده تر فرض کنید در سال ۱۳۷۸ قرارداد اجاره مغازه ای منعقد شده است و مدت قرارداد هم ۱۰ ساله است و مستاجر هم مبلغی ودیعه پرداخت کرده و اجاره بها را نیز ماهانه پرداخت کرده است،
پس از اتمام قرارداد یعنی ۱۳۸۸، مالک می تواند از طریق شورای حل اختلاف ظرف ۱۵ الی ۲۰ روز مغازه را فقط با پرداختن مبلغ ودیعه مستاجر، تخلیه نماید.
حال اگر همین مستاجر سرقفلی نیز در زمان انعقاد پرداخت کرده بود باز هم مالک می توان با پرداخت سر قفلی به نرخ روز او را تخلیه نماید.
بنابراین در خصوص قرارداد های اجاره بعد از مهر ماه هزار و سیصد و هفتاد و شش خطری برای مالکین وجود ندارد و می توانند قرارداد طولانی منعقد کنند و یا برای سال های متمادی قرارداد را با مستاجر تمدید نمایند.
نکته قابل توجه این که اگر قرارداد در قبل از مهر ۱۳۷۶ تنظیم و امضاء شده باشد ولی بعدا تمدید شود مشمول قانون مالک و مستاجر سال ۱۳۵۶ است و در این صورت به مستاجر حق کسب و پیشه تعلق می گیرد و تخلیه مستاجر هم در شرایط خاص امکان پذیر است که عمدتا مربوط به تخلفات مستاجر می شود.
در بررسی طلاق به علت زگیل تنسلی باید بگوییم که این روزها آمار طلاق در کشور ما به شکل نگران کنندهای افزایش یافته است و یکی از عمدهترین دلایلی که که زوجین اقدام به طلاق گرفتن از یکدیگر میکنند، وجود بیماریهای مقاربتی و جنسی در یکی از آنهاست.
طبق آماری که قوه قضاییه منتشر کرده و همچنین مطالعاتی که نهادهای اجتماعی انجام دادهاند، بیماری زگیل تناسلی یکی از عمدهترین دلایل برای طلا میان زوجین است.
وجود زگیل تناسلی در یکی از زوجین باعث میشود که رابطه جنسی میان زن و شوهر کاهش پیدا کرده و یا حتی به صفر برسد.
علاوه بر کم شدن ارتباط جنسی میان زن و مرد، این بیماری حتی مشکلات عاطفی نیز میان آنها ایجاد میکند به طوری که به یکدیگر شک میکنند و اختلافات زیادی میان آنها به وجود میآید.
همین عوامل باعث میشود که زن و شوهر به فکر جدایی از یکدیگر افتاده و درخواست طلاق به علت زگیل تناسلی بدهند.
حال چیزی که اهمیت بسیار زیادی دارد اطلاع رسانی است. کارشناسان بسیار زیادی وجود دارند که بر اهمیت اطلاعرسانی و آگاه سازی جوانان و زن و شوهرها تاکید میکنند و معتقد هستند که آگاهی سازی خود میتواند راهی برای کاهش میزان ابتلایان به این بیماری باشد.
به عقیده کارشناسان میزان شیوع زگیل تناسلی در کشور ما به سطح هشدار آمیزی رسیده و در برخی موارد امکان دارد باعث مرگ شخص مبتلا شده شود.
بنابراین به دلیل آنکه برقراری روابط جنسی آزاد بیسار رواج یافته و هم به دلیل آنکه سن برقراری رابطه جنسی پایین آمده، بهتر است که در این خصوص آگاه سازی و فرهنگ سازی صورت بگیرد و به جوانان و زن و شوهرها راههای پیشگیری از این بیماری و درمان آن را آموزش داد.
باوجود آنکه این روزها آمار طلاق در کشور ما به شکل فجیعی افزایش یافته و دلایل مختلفی نیز دارد، اما یکی از اصلیترین دلایل آن همانگونه که اشاره کردیم، طلاق به علت زگیل تناسلی و به طور کلی بیمارییهای مقاربتی است.
زگیل تناسلی شایعترین بیماری جنسی است که زن و مرد تصمیم میگیرند به دلیل ابتلای دیگری به آن، اقدام به تنظیم دادخواست طلاق به علت زگیل تناسلی کنند. البته در این راه و برای تنظیم دادخواست طلاق، میتوانند از سامانه طلاق ۲۴ کمک بگیرند.
در ادامه بیشتر درباره بیماری زگیل تناسلی و علائم آن، مشکلاتی که ایجاد میکند و همچنین طلاق به علت آن، صحبت خواهیم کرد. با ما همراه باشید.
زگیل تناسلی، به تودههای کوچکی گفته میشود که بر روی پوست و مخاط ناحیه تناسلی و یا مقعد ظاهر میگردند و ممکن است به شکل جدا از هم و یا خوشهای تشکیل شوند.
همچنین ممکن است برخی از آنها بزرگ و برخی دیگر کوچک باشند. بیماری زگیل تناسلی در آقایان، معمولا بر روی آلت تناسلی، کیسه بیضه و مقعد نمایان میشود و در بانوان نیز بر روی سطح داخلی واژن، دهانه رحم و مقعد ظاهر میگردد.
به صورت معمول زگیلهای تناسلی فاقد درد هستند، ولی امکان دارد باعث خارش، قرمزی، التهاب و ناراحتی برای شخص مبتلا شوند. عفونت HPV یا همان زگیل تناسلی غالبا علائم و نشانهای ندارند و حتی ممکن است شخص مبتلا نداند که اصلا مبتلا شده است.
به عبارت دیگر شخص مبتلا به بیماری زگیل تناسلی است اما هیچ علائمی نداشته و در نتیجه خود نیز اطلاعی ندارد. حتی گاهی احتمال دارد چند هفته، چند ماه و یا چند سال بعد از آلوده شدن، علائم آن بروز یابد.
زگیل تناسلی یک بیماری مقاربتی است و به طور معمول از طریق برقراری رابطه جنسی با شخص مبتلا، منتقل میگردد. این بیماری انواع بسیار زیادی دارد و برخی از انواع آن بسیار خطرناک است مخصوصا برای زنان، زیرا امکان دارد موجب سرطان رحم در آنها شود.
افرادی که در زندگی خود از لحاظ جنسی بسیار فعال هستند، بسیار در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند و ممکن است به آن دچار شوند اما بیشتر افرادی که به احتمال بسیار زیادی دچار بیماری زگیل تناسلی میشوند کسانی هستند که به شکل محافظت نشدهای رابطه جنسی برقرار میکنند.
این بیماری درمانهای مختلفی دارد و در بیشتر موارد این بیماری قابل درمان است. افرادی که به این بیماری مبتلا میگردند، در صورتی که روند درمان را جدی نگرفته و آن را دنبال نکنند، امکان دارد این بیماری در آنها شدت یافته و گسترش یابد و حتی باعث بروز سرطان در آنها شود.
زگیل تناسلی و مشکلاتی که ایجاد میکند
زگیل تناسلی از مشکلاتی است که خانوادهها با آن درگیر هستند و دادخواستهای طلاق به علت زگیل تناسلی بسیار در دادگاهها افزایش یافته است.
زمانی که افراد به پزشک برای تشحیص این بیماری مراجعه میکنند، معمولا پزشک به طور مسستقیم به خانواده اعلام نمیکند که شخص مراجعه کننده به HPV یا همان زگیل تناسلی مبتلا گردیده است، بلکه موضوع را در ابتدا تنها با خود شخص درمیان میگذارند.
لازم به ذکر است که به دلیل آن که این بیماری عمدتا از طریق رابطه جنسی انتقال مییابد، زمانی که یکی از زن و شوهر به آن مبتلا میشوند، رابطه آنها بسیار تحت تاثیر قرار گرفته و مشکلات متعددی را ایجاد میکند.
در ادامه ۲ شکل عمده که این بیماری ایجاد میکند را بررسی خواهیم کرد.
ایجاد مشکل در رابطه جنسی
زمانی که یکی از زن یا مرد به بیماری زگیل تناسلی مبتلا شود، طرف دیگر احساس ترس میکند و این نگرانی برای او ایجاد میشود که نکند خودش هم مبتلا گردد و به این ترتیب اضطراب زیادی را حس میکند.
در چنین حالتی نیز برقراری هر نوع رابطه جنسی با همسرش به جای انکه لذت بخش و آرامش دهنده باشد، سرشار از اضطراب و استرس است به و به طور حتم کیفیت رابطه را کاهش خواهد داد.
به همین علت است بسیاری از مردان و زنان در چنین موقعیتی، یعنی زمانی که همسرشان به زگیل تناسلی مبتلا شده است، رابطه جنسی را قطع کرده و یا آن را بسیار محدود میکنند.
این کار بسیار بر روی روابط عاطفی میان آنها تاثیر خواهد گذاشت و باعث بروز اختلاف میان آنها خواهد شد.
لازم به ذکر است که پزشکان توصیه میکنند زنان و مردانی که رابطه جنسی دارند حتما نکات ایمنی و بهداشتی را رعایت کرده و راههای پیشگیری از این بیماری مانند زدن واکسن، استفاده از کاندوم در زمان برقراری رابطه جنسی، در صورت ابتلا اقدام سریع به درمان، عدم برقراری رابطه دهانی با شخص مشکوک و غیره را به کار بگیرند.
نگرانی درباره وفاداری همسر
یکی دیگر از مشکلاتی که در اکثر موارد بعد از اطلاع از ابتلا به زگیل تناسلی ایجاد میشود، نگرانی و تردید هر دو نفر درباره وفاداری همسر است. چه زن چه شوهر ممکن است با خودشان بگویند من که با کسی غیر از همسرم رابطه جنسی نداشتهام، حتما او با کسی رابطه داشته و به این بیماری مبتلا شده است.
این شک و تردید گاهی فقط در ذهن فرد باقی مانده و درباره آن با همسرش صحبت نمیکند، اما نسبت به او سرد شده و نمیتواند مثل قبل با او رفتار کند. گاهی نیز دو طرف شروع به بحث و درگیر شدن با هم میکنند، و به یکدیگر تهمت زده و وفاداری هم را زیرسوال میبرند.
بار روانی این موضوع آن قدر زیاد است که دوطرف در چنین شرایطی دیگر توجه نمیکنند که این بیماری صرفا از طریق رابطه جنسی منتقل نمیشود، بلکه راههای دیگری نیز برای انتقال آن وجود دارد مانند استفاده از لباس زیر آلوده، استفاده از تیغ اصلاح آلوده و غیره.
بنابراین در صورت قرارگیری در چنین شرایطی نباید به این فکر کرد که حتما طرف مبتلاشده با شخص دیگری رابطه برقرار کرده است.
همانگونه که کمی پیشتر اشاره نمودیم، زگیل تناسلی انواع مختلفی دارد و یک نوع بیماری عفونتی مقاربتی محسوب میشود. بیماریهای عفونی پوستی نیز معمولا از طریق تماس پوستی انتقال مییابد.
بنابراین این بیماری نیز با تماس پوستی در ناحیه تناسلی منتقل میشود. نکته بسیار مهمی که در خصوص این بیماری وجود دارد این است که عدهای به آن مبتلا هستند اما به دلیل آن که بیماری هنوز علائم خود را نشان نداده است، از ابتلای آن اطلاعی ندارند.
برخی از عوامل هستند که احتمال ابتلا به این بیماری را افزایش میدهند مانند:
برقراری رابطه جنسی به شکل محافظت نشده
ابتلا به سایر ویروسهای عفونی مانند HIV و یا ویروس هرپس سیمپلکس
استرس
بیماری زگیل تناسلی چه علائمی دارد؟
در بررسی دقیق طلاق به علت بیماری زگیل تناسلی بهتر است به این که این بیماری چه علائمی دارد هم بپردازیم.
همانگونه که بیان شد، مهمترین عامل انتقال این بیماری، برقراری ارتباط جنسی با شخص مبتلا است.
البته داشتن رابطه جنسی با شخص مبتلا، تنها راه ابتلا به این بیماری نیست بلکه راههای دیگری نیز برای انتقال این بیماری وجود دارد مانند استفاده از لباس زیر یا حوله مشترک با شخصی که به این بیماری مبتلاست و یا استفاده کردن از تیغ شخص مبتلا و یا همچنین لیزر یا اپیلاسیون کردن در مکانهای غیربهداشتی و غیره.
اما این موارد بسیار نادر و کم هستند و کماکان شایعترین دلیل انتقال این بیماری به دیگران، برقراری رابطه جنسی است.
بیماری زگیل تناسلی هم در مردان بروز پیدا میکند و هم در زنان و شکل بروز و ابتلای هر دوی آنها به این بیماری یکسان است. البته در بانوان گاهی این بیماری به جای ظاهر شدن تودههایی در اطراف ناحیه تناسلی، در داخل ناحیه واژن ظاهر میشود و تشخیص آن را دیرتر و سختتر میکند.
زمانی که این بیماری در داخل ناحیه واژن ظهور یابد، ممکن است تا مدتها زن ابتلای خود را به این بیماری متوجه نشود. البته زمانی که شک کند، میتواند آزمایشات لازم را انجام داده تا اطمینان حاصل کند. اگر زگیل تناسلی در داخل واژن زن ظاهر شود، برای زن خطرناک خواهد بود.
علائم ابتلا به بیماری زگیل تناسلی در آقایان بسیار واضح است و در صورت ابتلا به راحتی میتوان ضایعات زگیل تناسلی را در اطراف ناحیه تناسلی مشاهده کرد.
در خصوص بانوان نیز اگر در قسمت بیرونی ناحیه تناسلی ضایعات زگیل تناسلی نمایان شود، تشخیص آن راحت و سریع است ولی اگر در قسمت داخلی واژن نمایان گردد، تشخیص را سخت خواهد کرد.
طلاق به علت زگیل تناسلی
بارها در این متن اشاره نمودیم که طلاق به علت زگیل تناسلی یکی از علتهای رایج طلاق در ایران است و زنان و مردان بسیاری به همین علت از یکدیگر جدا شده و یا میخواهند جدا شوند.
معمولا این بیماری خود به تنهایی عامل جدایی و طلاق میان زن و شوهر نیست، بلکه عدم توانایی در مدیریت بحران و شرایط ناجور است که باعث میشود حتی مشلات پیشین میان آنها نیز مجدد به میان آمده و اختلافات و درگیریها را از آنچه هست شدیدتر کند.
به علاوه خود این بیماری نیز مشکلات متعددی را با خود به همراه میآورد و باعث میشود زن و مرد طاقت خود را از دست داده و دیگر نتوانند به هیچ طریقی اوضاع را درست کنند و به سراغ گزینه جدایی و طلاق به علت زگیل تناسلی بروند.
در موارد زیادی یکی از زوجین به دادگاه خانواده مراجعه کرده و تقاضای طلاق به علت زگیل تناسلی طرف مقابل میکند به این خاطر که این بیماری بسیار واگیردار بوده و احتمال ۷۰ درصد درگیری و مبتلای شخص سالم به آن در هر بار رابطه وجود دارد.
گذشته از آن که این بیماری مسری بوده و ممکن است به طرف مقابل انتقال یابد، امکان دارد زن یا مردی که همسرش به این بیماری مبتلا شده، درخواست طلاق به علت زگیل تناسلی بدهد بخاطر اینکه همسر با شخص دیگری رابطه جنسی برقرار کرده است.
زمانی که مرد یا زنی خارج از چهارچوب ازدواج با دیگری رابطه جنسی برقرار نموده و به زگیل تناسلی مبتلا شود، طرف دیگر میتواند هم درخواست طلاق به علت زگیل تناسلی و هم داشتن رابطه نامشروع بدهد.
نکته لازم به ذکر این است که اگر در دادگاه مشخص گردد که عامل انتقال و مقصر اصلی انتقال بیماری چه کسی است، شخص مزبور، به موجب قواعد مسئولیت مدنی، مسئول بوده و باید جبران خسارت کند.
البته باید متذکر شویم که به صورت دقیق نمیتوان تشخیص داد که چه کسی ابتدا مبتلا شده و عامل اولیه انتقال ویروس زگیل تناسلی چه کسی است.
مراکز پزشکی نیز نمیتوانند جواب دقیقی به دست آورند و جواب آنها آن چنان قابل انتقال نیست اما به طور معمول این بیماری در مردان شایعتر بوده و بیشتر رواج دارد و زنان این حق را خواهند داشت که اگر همسر آنها به چنین بیماری دچار شد، درخواست طلاق به علت زگیل تناسلی بدهد.
چنانچه یکی از مرد یا زن به واسطه داشتن رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج، به بیماری زگیل تناسلی مبتلا شود و طرف دیگر بیگناه باشد، او میتواند درخواست طلاق به علت زگیل تناسلی بدهد، اما درصورتی که هردوی آنها به رابطه جنسی نامشروع داشته باشند، هر دو میتوانند درخواست طلاق بدهند.
افراد باید بدانند که در زمان درخواست طلاق به علت زگیل تناسلی آن چه که اهمیت بسیار زیادی دارد، دادخواست است. افراد باید دادخواست خود را بهگونهای تنظیم کنند که فاقد ایراد باشد و در دادگاه رد نشود.
برای آن که دادخواست را بتوان به بهترین نحو تنظیم نمود، باید تنظیم آن را به کسی که مهارت و تجربه کافی دارد سپرد. سامانه طلاق ۲۴، بستری فراهم نموده برای افرادی که صرفا نیاز به تنظیم دادخواست دارند و یا قصد اخذ وکیل ندارند، دادخواست طلاق به علت زگیل تناسلی یا هر علت دیگری تنظیم نماید. این سامانه خیلی راحت و سریع اقدام به تنظیم دادخواست برای افراد میکند و از دادخواست تنظیم شده نیز پشتیبانی خواهد کرد.پ
آیا مبتلا کردن افراد دیگر به بیماریهای مقاربتی جرم محسوب میشود؟
احتمالا این سوال برایتان پیش آمده که اگر کسی به یک بیماری مقاربتی مبتلا باشد و آن را به دیگری سرایت دهد، آیا مرتکب جرمی شده است یا خیر؟ همچنین این سوال نیز بسیار پرسیده میشود که برای جلوگیری از این بیماریهای مقاربتی، آیا قانونی وجود دارد؟ کارشناسان سامانه طلاق ۲۴ در ادامه این سوالات را بررسی خواهند کرد.
آنگونه که کارشناسان سایت طلاق ۲۴ میگویند، در ایران قانون خاصی مبنی بر مجرم شناخته شدن کسانی که بیماریهای آمیزشی داشته و به دیگران انتقال میدهند وجود ندارد. ولی در بعضی از قوانین میتوان احکامی یافت که تا حدودی شبیه به این مبحث باشد.
به عنوان مثال در ماده ۹ قانون طرز جلوگیری از بیماریهای آمیزشی و واگیردار مصوب ۱۳۲۰ آمده است: هرکس بداند مبتلا به بیماری آمیزشی واگیردار بوده و یا آن که اوضاع و احوال شخصی او طوری باشد که بایستی حدس بزند که بیماری او واگیردار است و به واسطه آمیزش او طرف مقابل مبتلا شود و به مراجع قضایی شکایت کند، مبتلا کننده به حبس از ۳ ماه تا یک سال محکوم میشود.
البته در این ماده به هیچ عنوان نامی از بیماری برده نشده است.
به عبارت دیگر در ماده فوق هرگز نامی از بیماری ایدز برده نشده است، اما در زمانی که این بیماری از طریق برقرار کردن رابطه جنسی با شخص آلوده منتقل یابد، میتوان به این ماده استناد کرده و از او شکایت نمود.
البته عدهای بر این اعتقاد هستند که در خصوص بیماری ایدز میتوان به ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی نیز استناد کرد و آن را قتل عمد یا شبه عمد دانست.
آیا کسی که به بیماری زگیل تناسلی مبتلا شده، میتواند از مبتلا کننده دیه بگیرد؟
در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد و عدهای بر این اعتقاد هستند که نمیتوان از مبتلا کننده دیه دریافت کرد. اما باید این را گفت که ممکن است که نتوان از مبتلا کننده دیه دریافت کرد، اما به دلیل آن که به شخص مبتلا شده خسارت و زیان مسلمی وارد شده، میتوان برمبنای مسئولیت مدنی از او درخواست جبران خسارت کرد. زوج یا زوجه میتواند شکواییهای تنظیم و از شخص مبتلا کننده شکایت کند.
در پایان این مطلب باید گفت که زگیل تناسلی یکی از بیماریهای مقاربتی است و تنها عامل انتقال آن رابطه جنسی نیست، اما رایجترین و شایعترین راه انتقال آن رابطه جنسی است.
این بیماری مخصوصا در مزدان رواج بیشتری داشته و زنانی که مسرشان به این بیماری مبتلا است، میتوانند به کمک سامانه طلاق ۲۴ دادخواست طلاق به علت زگیل تناسلی تنظیم کرده و اقدامات طلاق را انجام دهند.
حضانت به معنای حفظ کردن ، درکنار گرفتن ، پرورش دادن ، نگاهداری و تربیت اطفال می باشد .
به موجب قانون مدنی : نگاهداری اطفال همحق و هم تکلیف پدر و مادراست.
حضانت هم حق والدین است و هم تکلیف آنان. بنابراین نمی توان حق نگهداری و تربیت فرزند را بدون دلیل موجه و حکم دادگاه از پدر و مادر سلب کرد. از سوی دیگر، پدر و مادر نمی توانند از نگهداری و تربیت فرزند خود سرباز زنند.
به موجب قانون مدنی « پدر و مادر مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند.»سهل انگاری در نگهداری و تربیت کودک موجب سقوط حق حضانت می شود.
* اشخاصی که نگهداری فرزندان حق و تکلیف آنها است :
زمانی که پدر و مادر با یکدیگر زندگی می کنند نگهداری بر عهده هر دوی آنها است .
اما درصورتی که پدر و مادر از یکدیگر جدا زندگی می کنند حضانت چنین فرزندانی ، چه پسر باشد و چه دختر، تا ۷ سالگی با مادر و پس از آن با پدر است و مشخص نیست حضانت تا چه سنی ادامه دارد. اما طبق فتاوای فقها و رویه قضایی مدت حضانت تا بلوغ شرعی است و بعد از این سن انتخاب با خود فرزند می باشد ؛
-توضیح اینکه حضانت مخصوص اطفال است و با رسیدن به سن بلوغ (در پسر ۱۵ سال تمام قمری و در دختر ۹ سال تمام قمری) دادگاه خود را فارغ از رسیدگی درخصوص حضانت دانسته و فرزندان حق انتخاب ادامه زندگی نزد یکی از والدین را خواهند داشت که در هر صورت تأمین مخارج زندگی با پدر خواهدبود.
بعداز هفت سالگی و درصورت حدوث اختلاف بین والدین ، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است . مثلا چنانکه برای یکی از والدین مشکلی پیش آید از قبیل عدم صلاحیت در نگهداری طفل یا اعتراض یکی از والدین در نحوه نگهداری طفل ، حتی در مدتی که اولویت بنگهداری با پدر یا مادر است بازهم امکان تغییر صاحب حضانت خواهد بود.
در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل (صغیر یا محجور) با آن که زنده است خواهد بود هرچند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد . مثلاً با فوت پدر ، حضانت طفل با مادر است نه پدربزرگ طفل.
– طفل را نمیتوان از ابوین و یا از پدر و یا از مادری که حضانت با او است گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.
ازدواج مجدد مادر حق حضانت وی را به نفع پدر ساقط می کند امادر مواردی که پدر فوت کرده باشد، ازدواج مجدد مادر موجب سقوط حق حضانت وی نخواهد شد.
در صورتی که پدر و مادر هر دو فوت کرده باشند حضانت با جد پدری و پس از آن با سایر خویشاوندان طفل است.
تعیین هزینه متعارف جهت حضانت با دادگاه است و پرداخت آن بعهده پدر یا جد پدری می باشد .
هیچ یک از والدین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنها است از نگاهداری او امتناع کند در صورت امتناع دادگاه امتناع کننده را الزام می کند و در صورتی که الزام ممکن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند.
-در مواردی پدر و مادر می توانند به نفع یکدیگر از حق حضانت خود صرف نظرکنند. بنابراین قراردادهای بین والدین در مورد حق حضانت در صورتی که بر خلاف غبطه و مصلحت طفل نباشد، معتبر و لازم الاجرا است. اما آنجا که قانون می گوید حضانت تکلیف ابوین است لذا پدر و مادر نمی توانند در آن واحد این حضانت را از خود ساقط نمایند و طفل را بی سرپرست رها نمایند .
در ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی آمده است: «ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش به حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند».مقصود از «ابوین» پدر و مادر اطفال اند. مطابق این ماده قانونی، نگهداری طفل بر عهده پدر و مادر است: در ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی حضانت از طفل به صورت یک تکلیف الزامی برای پدر و مادر مطرح شده است. « هیچ یکی از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنها است از نگهداری او امتناع کند در صورت امتناع یکی از ابوین، حاکم باید به تقاضای دیگری یا به تقاضای قیم یا یکی از اقربا یا به تقاضای مدعی العموم نگهداری طفل را به هر یک از ابوین که حضانت به عهده اوست الزام کند اگر الزام ممکن نبود، حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند.» مطابق این ماده مادر در مواردی ملزم و مکلف است که هزینه نگهداری و حضانت طفل خود را بپردازد.هم چنین براساس ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی، حضانت اطفال هم حق و هم تکلیف پدر و مادر است. حق است زیرا والدین بیش از هر کس دیگر به طفل نزدیک بوده و لذا در نگهداری آن بر هر شخص دیگری مقدم هستند و کسی نمی تواند بدون مجوز قانونی این حق را نادیده انگاشته و به آن تجاوز کند. اما تکلیف است زیرا پدر و مادری که فرزندی را به دنیا آورده اند، در قبال آن مسئولیت سنگینی دارند و مکلف به انجام وظایفی هستند که اهم آن حضانت(نگهداری، تربیت و به کمال رساندن) است. قانون برای این که از نظر حقوقی تکلیف و حقوق پدر و مادر را در نگهداری طفل شان معین نماید این گونه مطرح کرده است: « ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی: برای نگهداری طفل مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت. پس از انقضاء این مدت حضانت (نگهداری و سرپرستی) با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث (دختر) که تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود.» در این حکم هم مراعات مسائل تربیتى و عاطفى شده است؛ چرا که اوج نیاز عاطفى به محبت مادر در این سنها است و هم مراعات مصحلت زن. بنا براین? با توجه به ماده های قانون مدنی ایران تردیدی وجود ندارد که مادر حق سرپرستی و نگهداری از فرزندان شان را دارد. اسلام حق نگهدارى دختر را تا هفت سالگى و پسر را تا دو سالگى به مادر داده است؛ یعنى، اگر مادر مایل باشد مىتواند پسر یا دختر خود را تا این سنها (با پرداخت هزینه آن توسط مرد) نگهدارى کند و بعد از آن متوقف بر توافق طرفین است.
ب) موارد سقوط حق حضانت
گاه اتفاق می افتد که در اثر عارضه، حادثه به هر دلیلی حق حضانت سلب می شود، در این حالت مراجع قانون گذاری برای حفظ منافع کودک و سالم سازی افراد آینده جامعه، قوانینی را وضع نموده است که بر اساس آن، به افرادی که صلاحیت خود را از دست داده اند.(اعم از پدر و مادر) اجازه نمی دهد که از کودک نگهداری کنند. حقوق دانها از آن به موارد سقوط حق حضانت یا موانع اعمال آن یاد کرده اند که ما به طور فشرده به آن موارد اشاره می کنیم.
۱. جنون، هر گاه مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست( دو سال در پسر و هفت سال در دختر) مبتلا به جنون شود طبق ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی، حق حضانت با پدر خواهد بود، اما اگر پدری که حق حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود، هر چند که قانون مدنی در این مورد ساکت است، حقوق دانها گفته اند که با استفاده از وحدت ملاک ماده ۱۱۷۰ می توان حکم کرد که حق حضانت به مادر منتقل می شود.(دکتر سیدحسین امامی، حقوق مدنی، تهران، اسلامیه، چ نهم، ۱۳۷۳ ه.ش، ج۵، ص۱۹۶۰) ۲. ازدواج مادر، هر گاه نکاح بین والدین در اثر طلاق یا فسخ منحل شود و مادر عهده دار حضانت طفل خود شود و سپس شوهر دیگری اختیار نماید، طبق ماده ۱۱۷۰، حق حضانت او از بین می رود. ۳. عدم مواظبت از طفل، ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی می گوید: « هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس قوه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل متقضی بداند، اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است: ۱. اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار. ۲. اشتهار به فساد اخلاقی و فحشاء. ۳. ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی. ۴. سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل اخلاقی مانند فساد و فحشاء، تکدی گری و قاچاق. ۵. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. بنابراین، نگهداری طفل و تربیت آن با پدر و مادر است ولی قانون برای آن که بین پدر و مادر روی نگهداری و تربیت او اختلاف بروز نکند، چاره ای اندیشیده است که به اعتبار آشنا بودن به نحوه نگهداری طفل، تا دو سال در پسر و تا هفت سال در دختر، مادر را بر پدر مقدم داشته است ولی پس از سن دو سال در پسر و هفت سال در دختر که تربیت اجتماعی را، لازم دارند و قدرت پدر در این سنین نوعا برای تربیت طفل، بیش از مادر است، قانون، پدر را بر مادر مقدم داشته است. همچنین در مواردی که هر یک از پدر و مادر، در اثر جنون، اعتیاد، فساد اخلاقی و … صلاحیت و توانایی خود را نسبت به تربیت و نگهداری طفل از دست بدهند، حق حضانت آنها ساقط شده و به دیگری یا سرپرست و ولی کودک منتقل می شود. هم چنین در مواردی که بین زن وشوهرطلاق وجدای اتفاق می افتدقانون روش دیگری رادرجهت حضانت وتربیت صحیح کودک درنظر گرفته است؛ چرا که مساله نزاع بر سر سرپرستى فرزند بالاخره باید به نوعى حل شود یا باید فرزند را در اختیار مادر گذاشت و یا در اختیار پدر؛ چون بر فرض جدایى راهى جز این نیست که در اختیار یک نفر باشد. در این بین اسلام در مقاطع خاصى فرزند را تحت حضانت مادر و در دیگر موارد او را تحت سرپرستى پدر دانسته است.زیرا اگر نگهدارى بچهها همیشه بر عهده زن مىبود، در تشکیل زندگى و ازدواج مجدد وى مشکلات فراوانى ایجاد مىگشت و مسلماً صلاح یک زن نیست که با اولین شکست در زندگى خود، براى همیشه از داشتن یک زندگى گرم و پُرمحبت محروم بماند و متحمل سختىها و دشوارىهاى فراوان گردد.گرچه در مواردى این موضوع ممکن است موجب رنجش مادر گردد ولى از سوى دیگر او را آزاد نموده تا بتواند راه زندگى خود را انتخاب کند و مرد نیز نتواند از مسو ولیت خود شانه خالى نماید. اما توجه داشته باشیم که: انتساب فرزند به پدر و مادر از نظر شرعى یکسان است چنانکه قرآن مجید فرزندان حضرت زهرا(س) را به پیامبر منسوب مىنماید. با آنکه این انتساب از طرف مادر است (آیه مباهله و ابنانا و ابناکم). همچنین عیسى(ع) را فرزند ابراهیم(ع) مىداند حال آنکه انتساب او از طریق مادر است. بنابراین انتساب به هر دو یکسان است گرچه رسم امروزه جامعه و اعتبارات فعلى آن است که فامیل را از پدر مىگیرند. برای آگاهی بیشتر ر.ک: سیدحسن امامی، حقوق مدنی، ج۵، باب دوم، نگهداری طفل و نیز ر.ک: دکتر عبدالله کیانی، قانون مدنی و فتاوای امام خمینی(ره)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۸۴، ج۲،(کتاب هشتم، باب دوم ص۵۵۶)
یکی از مسائل مرتبط با موضوع حضانت، حق ملاقات والدین با اطفال است که در ماده ???? از قانون مدنی به آن اشاره شده است. در این ماده آمده در صورتی که به علت طلاق یا هر دلیل دیگری والدین طفل در یک منزل سکونت داشته باشند، هر یک از والدین که طفل تحت حضانت او نیست، حق ملاقات فرزندش را دارد.
تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوط به آن در صورت اختلاف میان والدین نیز با محکمه است. یکی از مسائل بسیار مهم هنگام تعیین زمان و مکان ملاقات، رعایت مصالح و شرایط روحی و جسمی طفل است، چرا که بارها دیده شده که زوجین که به دنبال حل مشکل خود هستند، با در نظر گرفتن مصالح و منافع خویش، مصالح طفل را فراموش می کنند. در حالی که مسائل مهمی باید در این باره مد نظر قرار گیرد
رعایت سن طفل
هنگامی که طفل شیرخواره است و نیاز به شیر مادر دارد، باید ساعت ملاقات به نحوی تعیین شود که به کودک آسیب جسمانی وارد نشود و هنگامی که طفل در مهدکودک و یا در حال طی دوره آمادگی است، ساعت ملاقات او نباید لطمه ای به آموزش و تربیتش وارد کند. در مرحله ورود به دبستان و دوران آموزش کودک نیز ساعت ملاقات نباید موجب ایجاد اختلال در یادگیری او شود.
رعایت وضع جسمانی کودک
گاهی اطفال یا فرزندان مبتلا به بیماری هایی هستند که از ابتدای تولد دچار آن شده اند. یا ممکن است از نوعی معلولیت رنج ببرند، در این موارد نیز باید سعی شود ساعت و مکان ملاقات به تشدید بیماری و یا اختلال در روند درمان کودک نینجامد.
تغییر ساعت ملاقات در فصول مختلف سال
می توان با در نظر گرفتن شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و تغییرات آن در فصول مختلف، ساعت ملاقات و یا محل آن را با شرایط منطبق کرد به نحوی که ساعت ملاقات در فصل زمستان نمی تواند با ساعت ملاقات در فصل تابستان یکسان باشد.
تعیین مکان ملاقات
یکی از مسائل مورد اختلاف میان والدین، محل ملاقات است. متأسفانه برخی از والدین به تعهدات خود مبنی بر تهیه مقدمات ملاقات عمل نمی کنند و به ناچار با دخالت انتظامی و توسل به قوای مجریه ملاقات صورت می گیرد.
برخی دادگاه ها نیز برای حل این مشکل، کلانتری را محل ملاقات قرار می دهند. در حالی که این اقدام به طفل آسیب روحی و روانی جدی وارد می کند و ترس و اضطراب ناشی از این ملاقات ها آرامش روحی او را در معرض خطرات جدی قرار می دهد.
این در حالی است که امروزه خلأ قانونی، وجود ابهام در قوانینی که ضمانت اجرای تخلف از انجام حق ملاقات را مشخص سازند نیز این موضوع را تشدید کرده اند. گروهی معتقدند مجازات موضوع ماده ??? قانون مجازات اسلامی منصرف از والدین است و نمی توان والدین متخلف را به این استناد مجازات کرد.
به عقیده آنان مجازات ممانعت از ملاقات کودک به موجب ماده ?? قانون حمایت خانواده برای هر بار تخلف پرداخت مبلغی از یک هزار تا ? هزار ریال است که در وضع فعلی بسیار ناچیز است. همچنین به موجب نظریه مشورتی شماره ? /????? مورخ ? اسفند ???? ماده واحده مربوط به حق حضانت سال ???? توسط ماده ??? قانون مجازات اسلامی فسخ نشده، هر یک در جای خود قابل اعمال هستند.
با بررسی در ماده واحده مربوط به حق حضانت روشن می شود که مجازات حبس با اجرای حکم برای متخلف تعیین شده است. با توجه به اصل تفسیر و محدوده قوانین جزایی که از نتایج اصل قانونی بودن جرایم مجازات است، در این ماده از ملاقات صحبتی نشده است.
بنابراین گروهی عقیده دارند که نمی توان شخصی را که مانع ملاقات می شود به استناد این ماده مجازات کرد. به همین خاطر باید در این باره چاره ای اندیشیده شود و خلأ قانونی یا تعارض اختلاف آرا از موارد قانونی مرتفع شود.
در صورت فوت پدر طفل طبق قانون حضانت طفل با مادر خواهد بود و کسی حق ندارد مادر را از این حق محروم کند مگر به حکم قانون و مادر نیز نمیتواند از نگهداری و تربیت طفل خود پس از فوت پدر طفل امتناع کند مگر با عذر قانون.قانونگذار نگهداری و تربیت فرزند را حق و تکلیف پدر و مادر میداند. حق است زیرا کسی نمیتواند فرزند را از پدر و مادر جدا کند مگر به حکم قانون و تکلیف است برای اینکه پدر و مادر بدون دلیل موجه و قانونی نمیتوانند از نگهداری و تربیت فرزند خود خودداری کنند و زمانی که زن و شوهر با هم زندگی میکنند فرزند تحت حضانت پدر و مادر خویش است و چنانچه زن و شوهر جدا از هم زندگی میکنند طبق قانون حضانت فرزند «پسر و دختر» تا هفت سالگی با مادر است و پس از هفت سالگی تا سن بلوغ با پدر است و پس از رسیدن به سن بلوغ فرزند انتخاب میکند که با کدام یک از پدر یا مادر زندگی کند البته چنانچه بعد از رسیدن به سن هفت مصلحت طفل اقتضا کند با تشخیص دادگاه حضانت طفل همچنان با مادر خواهد بود. اما اگر پدر طفل فوت کند چه کسی عهده ار طفل خواهد بود؟ در متن حاضر به این سوال پاسخ داده خواهد شد.
حضانت: به معنی نگاهداری و تربیت کودک است. صغیر: کسی که به دلیل کم بودن سن قادر به اداره امورمالی خود نباشد. جدر پدری: پدر پدر حضانت: نگهداری
* نگهداری و تربیت طفل پس از فوت پدر:
در صورت فوت پدر طفل طبق قانون حضانت طفل با مادر خواهد بود و کسی حق ندارد مادر را از این حق محروم کند مگر به حکم قانون و مادر نیز نمیتواند از نگهداری و تربیت طفل خود پس از فوت پدر طفل امتناع کند مگر با عذر قانون، زیرا در صورت خودداری مادر از حضانت طفل دادگاه می تواند او را ملزم به نگهداری کند و اگر الزام ممکن نباشد به خرج پدر و اگر پدر زنده نباشد به خرج مادر حضانت طفل را تأمین کند و هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی مادر صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر قرار گیرد دادگاه میتواند به تقاضای نزدیکان طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی بشمار میآید:
– اعتیاد زیان آور به الکل، موادمخدر و قمار. – اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء. – ابتلا به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی. – سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشاء تکدی گری و قاچاق. – تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.
اگر خانمی، همسرش به عللی از جمله به طور مثال بر اثر تصادف فوت کرده و از وی فرزند یا فرزندانی باقی مانده باشد، آیا پدر شوهر یا برادر شوهر میتوانند فرزندان را از او جدا کنند؟
در این متن، تلاش شده است که پاسخ این سوال و افرادی که درگیر این مشکلات هستند، به اختصار بیان شود. در زمانی که پدر فوت میکند و جد پدری نیز در قید حیات نیست، چنانچه مادر دارای صلاحیت باشد میتواند به اداره سرپرستی مراجعه و مطابق قانون قیمنامه دریافت دارد. ولی در زمانی که جد پدری یا پدر پدر حیات دارد، طبق قانونی که در این زمینه در تاریخ ۶/۵/۶۴ به تصویب رسیده است. نگهداری و حضانت فرزندان صغیری که پدرانشان به مقام والای شهادت رسیده یا فوت شده باشند، به مادران آنها واگذار میشود، علاوه بر آن دولت یا در صورت شهادت پدر بنیاد ایثارگران هزینه زندگی فرزندان را در حدود متعارف به مادر آنها پرداخت میکند.
هزینه متعارف چیست؟
جواب: هزینه متعارف عبارت از مخارجی است که با توجه به نحوه زندگی و معیشت فرزندان و این که در چه سنی بوده و در چه مقطعی اشتغال به تحصیل دارند، برحسب عرف، تعیین میشود.
آیا مادر میتواند با وجود حضانت فرزندان ازدواج کند؟
جواب: قانونگذار به مادر اجازه داده است، در صورت ازدواج مجدد نیز به حضانت فرزندان ادامه دهد، ولی مطابق قانون، شوهر باید اجازه قیمومت را به همسرش بدهد و معمول این است که شوهر در اداره سرپرستی حاضر شده و کتباً رضایت خود را اعلام میدارد.
در این جا ذکر دو نکته ضروری است: اولاً صرف نظر از این که عمو یا عمه نقشی در حضانت ندارند در صورتی که مادر صلاحیت نگهداری فرزندان را نداشته باشد، این حق توسط دادگاه از وی سلب میشود، به عنوان مثال زنی که سوء شهرت دارد یا رفتار و کردار او نامناسب و در تربیت فرزندان مؤثر باشد، چنانچه جد پدری این موضوع را به دادگاه اعلام و سلب صلاحیت مادر را تقاضا کند، دادگاه به طریق مقتضی در این زمینه تحقیق میکند و به مددکاران یا نیروی انتظامی دستور میدهد با مراجعه به محل زندگی فرزندان و مادر ایشان، در صورتی که ادعای جد پدری یا هر فرد دیگری که اعلام کرده، صحت داشته باشد و نگهداری فرزندان توسط مادر به مصلحت نباشد، نگهداری به او تعلق میگیرد و در غیر این صورت از میان اقوام و بستگان به شخصی که شایستگی حضانت را داشته باشد سپرده میشوند.
ثانیاً، حضانت تنها شامل نگهداری و پرورش جسمی و روانی طفل است، از راههایی مثل تغذیه، پرورش، تربیت و تحصیل و آنچه برای بقای وی لازم باشد، اما امور مهم مالی فرزند، مانند نقل و انتقالات ملکی، خرید و فروش خانه و امثال آن به عهده جد پدری است. به امورمذکور میتوان مسایل غیرمالی مهم از جمله اجازه گرفتن گذرنامه و یا اجازه ازدواج را نیز اضافه کرد.
ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی:
نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف والدین است.
ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی:
برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی میکنند مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره «بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است.»
ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی:
درصورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آنکه زنده است خواهد بود هرچند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد. ماده واحده: حضانت فرزندان صغیر یا محجوری که پدرانشان به مقام والای شهادت رسیده یا فوت شده باشند با مادران آنها خواهد بود… ماده: چنانچه به حکم دادگاه مدنی خاص یا قائم مقام آن دادگاه حضانت طفل به عهده کسی قرار گیرد و پدر یا مادر و یا شخص دیگری مانع اجرای حکم شود و یا از استرداد طفل امتناع ورزد دادگاه صادر کننده حکم وی را الزام به عدم ممانعت یا استرداد طفل میکند و در صورت مخالفت به حبس تا اجرای حکم محکوم خواهد شد.
فرزند ازدواج موقت متعلق به کیست؟
مسولیت فرزند در ازدواج موقت به عهده ی پدر است اما باید توجه داشت که این موضوع اختصاص به ازدواج موقت ندارد . چه در ازدواج موقت و چه در ازدواج دائم حضانت و نگه داری فرزند تا ۷سالگی حق مادر است و از این سن به بعد بر عهده ی پدر گذاشته شده است.همچنین در هر دو ازدواج کلیه مخارج فرزندان و سرپرستی آنها بر عهده ی پدر است. اما اگر پدر کودکی فوت کند دادستان برای وی قیم تعیین کند و در اینصورت مادر در قیمومیت از وی سزاوارتر است.اما قانونی شدن و به رسمیت شناختن فرزندان حاصل از ازدواج موقت باعث میشود که در آینده خانواده های غیر متعارف بیشتری از ازدواج موقت حاصل شوند و افزایش ازدواج موقت باعث متزلزل کردن کیان خانواده ها میشود اما اگر هدف از ازدواج موقت کمک به کسانی است که پناهی جز قانون ندارند باید شرایطی برای مردها قرار داده شود تا احساس نکنند که شرایط برای آنها تسهیل شده است و باید مسئولیت هایی برای این افراد قرار داده شود تا به راحتی نتوانند فقط برای هوسرانی ازدواج موقت داشته باشند.
در واقع باید گفت که تمکین زن چیست؟ مطابق ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی همین که عقد نکاح به طور صحیح واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود. تمکین در لغت تن دادن است و در تعبیر حقوقی؛ قیام زن به ادای وظایف زوجیت در مقابل شوهر گفته می شود.
این واژه در قانون مدنی نیامده و تعریف نیز نشده است ولی در ماده ۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ از این واژه استفاده شده است.
تمکین عام
زن می بایستی در منزلی که شوهر انتخاب می کند و البته متناسب با شان زوجه باشد سکونت نماید و در واقع مرد به زن دسترسی داشته باشد مگر اینکه انتخاب مسکن با زوجه باشد یعنی در عقد نکاح شرط شده باشد ولی در عین حال بایستی پس از انتخاب مسکن تمکین عام از شوهر داشته باشد تا ناشزه محسوب نشود. پذیرفتن ریاست مرد در خانواده (ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی) و همچنین حق سکونت زوجه نیز تمکین عام زن از شوهر محسوب می شود.
ماده ۱۱۰۵قانون مدنی – «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است»
ماده ۱۱۱۴قانون مدنی – «زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد»
تمکین خاص
برقراری رابطه خاص جنسی و زناشویی متعارف است. و ناظر به اطاعت پذیری زن از مرد در مسائل جنسی به طور متعارف است. که در واقع تمکین جنسی است.
زوج یا وکیل او در موارد عدم تمکین زوجه بایستی با دادن دادخواست از طریق ثبت در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی اقدام حقوقی کنند. دادگاه خانواده در شهر محل اقامت زوجه تشکیل میشود. بهتر است قبل از تقدیم دادخواست، اظهارنامه ای مبنی بر لزوم تمکین و بازگشت زوجه به منزل از طرف شوهر برای زن فرستاده شود.
رویه دادگاه ها خانواده تهران چنین است که زوج بایستی ثابت نماید که مقدمات تمکین مثل تهیه مسکن متناسب زوجه و اثاث البیت را تهیه کرده است.
پرونده الزام به تمکین دو مرحله ای است یعنی هر کدام از زوجین که رای دادگاه بدوی به ضرر او باشد می تواند در فرجه ۲۰ روزه پس از ابلاغ رای، نسبت به اعتراض و تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر استان از طریق ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی اقدام نماید.
اجرائیه حکم الزام به تمکین پس از قطعیت حکم و صدور رای به نفع شوهر، به تقاضای او از دادگاه بدوی درخواست میشود. آقایان توجه داشته باشند که صرف گرفتن رای تمکین کافی نیست و حتما و حتما باید درخواست صدور اجراییه از دادگاه کرد و پرونده اجرایی تشکیل داد.
نکته ای که باید توجه کرد اینکه به زور و قوه قاهره زنی را که محکوم شده به خانه شوهر نمی آورند. فقط اگر زوجه رای دادگاه را اجرا نکند و تبعیت از شوهر نکند ناشزه محسوب می شود و زوج می تواند از مزایای آن استفاده کند.
ماده ۱۱۰۸قانون مدنی – «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود»
الزام به تمکین در دوران عقد
در قانون برای زوجه باکره حقی در نظر گرفته شده است که به آن حق حبس می گویند. به این معنا که زوجه باکره در مقام دفاع از دادخواست الزام به تمکین زوج، به دادگاه اعلام می کند که می خواهد از حق حبس خود استفاده کند و تا تمام مهریه به او پرداخت نشده است تمکین نمی کند. در این خصوص قاضی رسیدگی کننده مجبور است که دادخواست زوج را رد کند.
توجه داشته باشید که اگر زوجه از زوج تمکین عام کرده باشد حتی اگر باکره باشد نمی تواند به حق حبس خود استناد نماید. مستند رویه قضایی دادگاه های خانواده در این خصوص استنباط از رای وحدت رویه ۷۱۸ مورخ ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ هیات عمومی دیوان عالی کشور می باشد
موارد موجه عدم تمکین زوجه (زن)
اگر زن در دوره عادت ماهانه یا دوره نفاس باشد می تواند از رابطه زناشویی با شوهر امتناع کند
مرد دچار امراض مقاربتی شده که بر طبق ماده ۱۱۲۷ قانون مدنی زن می تواند از تمکین خاص امتناع کند ماده ۱۱۲۷ قانون مدنی – « هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود».
استناد به حق حبس برای زوجه باکره به شرطی که تمکین عام نکرده باشد
زن ثابت کند که بودن او در منزل شوهر موجب خوف ضرر بدنی، مالی و یا شرافتی برای زوجه است ماده ۱۱۱۵قانون مدنی– «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهدبود».
بار اثبات در دادخواست تمکین از جانب زوج و مطالبه نفقه از جانب زوجه بر عهده کیست؟
جان کلام این است که در دادخواست مطالبه نفقه از جانب زوجه یا دادخواست تمکین از جانب زوج، مدعی کیست؟ آیا در مطالبه نفقه معوقه زن باید ثابت کند که تمکین کرده است تا مستحق نفقه گردد یا مرد می بایستی ثابت کند که زن ناشزه است؟ و یا در دادخواست تمکین، مرد باید ثابت کند که زن منزل را ترک کرده نمی کند یا زن باید ثابت کند تمکین کرده است؟
آنچه از مواد قانون مدنی مربوط به خانواده استنباط می شود این است که تمکین شرط استحقاق نفقه نیست بلکه نشوز مانع از آن است.
در ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی آمده است که: «همین که نکاح بطور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.» همچنین در ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی مقرر شده است: «در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.»
ماده ۱۱۰۸ نیز در این راستا مقرر داشته: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.»
از جمع مواد مذکور معلوم می شود که پرداخت نفقه با عقد ازدواج دائم بر عهده شوهر است و چنانچه زن از وظایف زناشویی خود امتناع کند، مستحق نفقه نمی باشد با این وصف چه خواهان دعوی مرد باشد یا زن، این مرد است که باید برای عدم پرداخت نفقه به زن، امتناع وی را از ادای وظایف زناشویی اثبات نماید.
نمونه دادخواست تمکین زوجه با وکیل
آثار عدم تمکین زن (زوجه) و دلایل رد دادخواست:
۱ – تعلق نگرفتن نفقه به زن ناشزه
۲ – امکان زیاد موقعیت مرد در دادخواست ازدواج مجدد.
۳ – از بین رفتن شرط تنصیف دارایی در دادخواست طلاق از طرف مرد.
۴ – بسیار دشوار شدن طلاق یک طرفه زوجه با فرض محکومیت در دعوی الزام به تمکین زوجه.
رابطه دادخواست تمکین زوجه با حق حبس زوجه
بر طبق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی زوجه می تواند تا وقتی که کل مهریه به او پرداخت نشده است از تمکین شوهر خودداری کند. بنابراین اگر شوهر دادخواست الزام به تمکین به طرفیت همسر تقدیم دادگاه کند و زوجه در مقام دفاع به حق حبس استناد نماید دعوی زوج تا پایان پرداخت مهریه از سوی دادگاه رد می شود.
نکته: حتی اگر دادخواست تقسیط مهریه از سوی زوج به دادگاه داده شود مهریه نیز تقسیط شود حق حبس زوجه تا پایان پرداخت کل مهریه باقی است.
نکته: عده ای از قضات معتقدند که اگر مهریه عندالاستطاعه باشد حق حبس زوجه زائل میگردد.
نکته: تمکین عام از شوهر مثل شروع زندگی مشترک با او از موجبات اسقاط حق حبس است و او اینکه زن باکره باشد.
دلایل رد دادخواست الزام به تمکین زن می تواند یکی از موارد ذیل باشد:
۱ – مرد خانه مورد نیاز برای شروع یا ادامه زندگی مشترک را فراهم نکرده است و یا اثاثیه لازم برای زندگی مشترک را تهیه نکرده است. در چنین مواردی در واقع خود مرد هم تمایل به تمکین زوجه ندارد و فقط برای بدست آوردن مزایای آن به تعبیری تله تمکین را به پا می کند. اما باید توجه داشت این دادخواست مستلزم تهیه مسکن و اثاثیه متناسب با شان زوجه است.
۲ – زن اگر بتواند ثابت کند عدم تمکین او به دلیل سوء رفتار و سوء معاشرت زوج می باشد مثل ضرب و جرح، اعتیاد شدید، مصرف بی رویه الکل، توهین، تهدید و … دادخواست شوهر رد می شود.
۳ – استفاده از حق حبس زوجه هم از دلایل موجه عدم تمکین است.
۴ – توانایی نپرداختن نفقه زوجه و همچنین نپرداختن نفقه زن نیز می تواند از دلایل موجه باشد.
۵ – اگر زن بتواند ثابت کند که زوج صوری دادخواست داده و در عمل علاقه ای به ادامه زندگی و همسر ندارد، می تواند از دلایلی باشد که موجب رد دادخواست الزام به تمکین شود. در پرونده ای که چند سال قبل در گروه وکلای پارسای وکالت آن را بر عهده داشتیم. شوهر در پیامک های زیادی که به زوجه داده بود علاوه بر توهین، نوشته بود که زوجه را دوست ندارد و قصد ازدواج با شخص دیگری را دارد و… با ارائه مدارک فوق به قاضی محترم شعبه در جلسه رسیدگی و البته تایید زوج که از تلفن همراه او بوده است، مشخص شد که در واقع شوهر تمایلی به بازگشت زوجه و زندگی مشترک ندارد.
در پرونده ای دیگر زوجه با شهادت همسایگان آپارتمان توانست ثابت کند که در آپارتمانی مستاجر بوده اند و زوج به مدت ۵ ماه ترک منزل کرده است و درخواست تمکین زوج با توجه به ترک منزل او رد شد.
۶ – عدم حضور زوجه در جلسه دادرسی نیز از دلایل رد درخواست مرد است.
۷ – در رای دادگاهی چند سال قبل دیدم که قاضی محترم استدلال کرده بود که در عرف خانوادگی محل زندگی زن و شوهر، گرفتن مراسم مرسوم به عروسی، خاصه برای زنی که ازدواج اول او است اهمیت فراوان دارد و از صحبت های زوجین در جلسه دادرسی هم استنباط می شود که توافق زوجین در هنگام عقد، گرفتن مراسم عروسی توسط شوهر است و در این پرونده علی رغم اینکه بین زوجین نزدیکی واقع شده است ولی چون زندگی مشترک را آغاز نکرده اند و زوج مراسم عروسی متعارف که تعهد داده بوده تدارک ندیده است لذا حکم به رد تمکین زوج صادر کرده بود. با اعتراض به حکم عدم تمکین توسط زوج، دادگاه تجدید نظر هم شرایط عدم تمکین زوجه مذکور را موجه تشخیص داده و دادنامه بدوی تایید شد.
۸ – می دانیم که دعوی تمکین از پرونده هایی محسوب نمی شود که مشمول اعتبار امر مختومه شود به زبان ساده رد شدن دعوی مرد باعث نمی شود که زوج نتواند مجدداً دادخواست تمکین بدهد. ولی اگر دلیل رد دادخواست که جهت آن در رای ذکر شده از بین نرود، دوباره دادخواست تمکین دادن زوج بی فایده خواهد بود. مگر اینکه دلیل جدیدی ارائه شود. مثال: رد شدن دعوی تمکین شوهر به دلیل نداشتن مسکن بوده و بدیهی است که اگر زوج مسکن تهیه کند دوباره می تواند دادخواست مجدد بدهد.
حقوق مرد در دوران عقد – حکم عدم تمکین در دوران عقد
بدیهی است با وقوع عقد نکاح حقوقی به زوجین تعلق می گیرد و تکالیفی بر ایشان بار می شود. در این مطلب به حقوق مرد در دوران عقد می پردازیم (ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی)
در این خصوص قانون مدنی و قانون حمایت خانواده مواردی را مقرر و معین کرده است. البته ایرانیان غیر شیعه در احوال شخیصه از جمله امور مرتبط با طلاق و ازدواج آزاد می باشند و محاکم بر طبق مقررات مربوط به دین ایشان رای صادر می کنند آنچه در این سطور نوشته می شود مربوط به ایرانیان شیعه می باشد.
یکی از تکالیف زن تمکین (عام و خاص) از شوهر است. بر طبق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی: «زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آن که اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.»
اما این حق تمکین برای زوج (شوهر) استثنایی دارد و آن زمانی است که زن (زوجه) دوشیزه باشد یا بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد و بخواهد از حق حبس خود استفاده کند. ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در مورد حق حبس مقرر کرده است: «زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.»
به عبارت دیگر اگر بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد زن می تواند اعلام کند که تا وقتی که تمام مهر به او پرداخت نشده تمکین نمی کند البته به شرطی که بر طبق ماده ۱۰۸۶ قانون مدنی قبلا به اختیار خود به ایفای وظایف زناشویی اقدام نکرده باشد.
تقسیط مهریه از سوی شوهر و حکم دادگاه در این مورد هم از موانع حق حبس نیست و علی رغم تقسیط مهریه زن می تواند اظهار کند تا زمانی که تمام مهر را دریافت نکرده است حاضر به تمکین نمی باشد.
بنابراین دادخواست تمکین در دوران عقد برای مرد با چالش هایی روبروست و ممکن است چون عمل زناشویی بین زوجین انجام شده است زوجه در مقام دفاع در دادگاه خانواده به حق حبس استناد نماید که منجر به رد شدن دعوی تمکین خواهد شد. پر واضح است که اگر زن استناد به حق حبس نکند حکم عدم تمکین در دوران عقد که صحیح آن حکم الزام به تمکین زوجه است صادر خواهد شد.
اما از حقوق مرد این است که اگر همسرش در دعوی تمکین استناد به حق حبس کند و دعوی او رد شود متعاقبا بتواند از دادگاه خانواده با دادن دادخواست ازدواج مجدد تقاضای ازدواج مجدد کند.
نکته دیگر این که اگر زنی در دوران عقد یا غیر آن اقدام به تمکین عام کرده باشد و نه خاص، به این معنی که مدتی زندگی مشترک با شوهر داشته باشد دیگر نمی تواند بر حق حبس استناد نماید. به تعبیر دیگر اثبات تمکین عام زوجه موجب زائل شدن استناد به حق حبس خواهد بود.
هنگامی که طرفین در دادگاه حضور پیدا میکنند، قاضی از آنها سوالاتی میپرسد که پاسخ صحیح به این سوالات در رای دادگاه موثر میباشد، این سوالات عبارتند از:
قاضی از زن سوال میپرسد که آیا ادعای شوهر شما نسبت به عدم تمکین او صحت دارد؟
آیا شما از شوهر خود تمکین مینمایید؟
آیا شما منزل خود را ترک کردهاید؟
آیا شوهر شما زمینه عدم تمکین را فراهم کرده است؟
اگر مرد نسب به عدم تمکین زن شهودی به دادگاه ارائه بدهد و زن نیز نسبت به عدم تمکین مرد در دادگاه اقرار کند، قاضی سوال زیر را از او میپرسد؟
دلایل شما از عدم تمکین شوهر خود چیست؟
چه موضوعاتی سبب عدم تمکین شما از شوهر خود شده است؟
در پاسخ به دو سوال فوق زن باید مدرک معتبری به عنوان دلیل عدم تمکین خود به دادگاه ارائه بدهد. سپس قاضی با توجه به مدرک ارائه شده سوالات زیر را از شوهر میپرسد.
آیا نفقه همسر خود را به موقع پرداخت میکنید؟
آیا منزل مسکونی برای راحتی و آسایش همسر خود فراهم کردهاید؟
آیا تا به حال همسر خود را کتک زدهاید؟
سوالات قاضی در جلسه تمکین شامل موضوعاتی میشود که طرفین به آن استناد کردهاند، البته سوالات در خصوص هر پرونده متفاوت است. اما توصیه ما به شما این میباشد که از جنبههای مختلف حقوقی در مورد تمکین زن اطلاعات کافی بدست آورید سپس در دادگاه حضور یابید.
مجازات عدم تمکین زن
در خصوص آثار عدم تمکین زن چیست ، برخی این سوال را می پرسند که مجازات عدم تمکین زن چیست . در پاسخ به این سوال باید بگوییم که مجازات قانونی ، تنها در صورتی در قبال اشخاص اجرا می شود که در قانون برای عمل آنها جرم تعیین نموده باشد .
اما عدم تمکین از سوی زن ، جرم نیست تا بتوان وی را مجازات کرد . بلکه بهتر است گفته شود که آثار حقوقی عدم تمکین از سوی زن چیست . یا به عبارت دیگر عدم تمکین از سوی زن چه پیامدهای حقوقی و قانونی به دنبال خواهد داشت . لذا در این قسمت سعی داریم تا به مهمترین آثار حقوقی عدم تمکین زن بپردازیم.
نحوه اجرای حکم تمکین دادگاه، بدین صورت بوده که مرد ، از دادگاه ، تقاضای صدور اجراییه می کند . در صورت عدم اجرای حکم توسط زن ، ضمانت اجرای موضوع ، عدم پرداخت نفقه به زن و نیز ، امکان ازدواج مجدد شوهر با اجازه دادگاه می باشد .
۱.در صورتی که زن بدون مانع مشروع از تمکین در برابر شوهر خودداری کند، از حق دریافت نفقه محروم خواهد شد.
۲.در صورت عدم تمکین، زن از برخی از حقوق مالی بعد از طلاق همچون تنصیف اموال و دارایی های مرد پس از طلاق محروم می گردد.
۳.مرد با گذشت مدت زمان عدم تمکین زن، می تواند با مراجعه به دادگاه حکم ازدواج مجدد بگیرد.
بنابراین همانطور که ملاحضه می کنید، در صورتی که زن از تمکین خودداری کند، مجازات نخواهد شد و مجازاتعدم تمکینزن، همان عدم بهرمندی زن از حقوق مالی خود است و در صورتی که مرد حقوق مالی زن را ادا نکند، زن نمی تواند به دادگاه مراجعه کند. نکته قابل توجه این است که مهریه در هر صورت به زن تعلق خواهد گرفت و مرد نمی تواند به بهانه عدم تمکین مهریه او را نپردازد.
مجازات عدم تمکین مرد از زن
همانطور که گفته شد زن و مرد از لحظه انعقاد عقد نکاحشان، وظایفی را در قبال یکدیگر دارند و در صورتی که هرکدام با دیگری حسن معاشرت نداشته باشد، آثار حقوقی برای او به بار خواهد داشت. با این حال در اصطلاح حقوقی، فقهی و عرفی، در صورتی که مرد وظایفش را انجام ندهد، عبارت عدم تمکین برای او به کار نمی رود بلکه از عبارات ناشز یعنی شخصی که نشوز انجام می دهد، استفاده می شود.
در صورتی که شرایط نشوز مرد بوجود بیاید، به طور مثال مرد وظایف زناشویی اش را به خوبی انجام ندهد، به گونه ای که موجب عسر و حرج زن بشود، به این معنی که شرایط مشقت باری برای زن بوجود بیاید و ادامه زندگی برای او ممکن نباشد، می تواند به دادگاه مراجعه کند و در صورت اثبات این شرایط، قاضی حکم طلاق او را از همسرش صادر می کند.
یکی از وظایفی که مرد بر عهده دارد، پرداخت نفقه به همسرش است و طبیعتا در صورتی که از این تکلیف خود سر باز زند، پیامد هایی برای او به بار خواهد داشت. ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده در همین مورد می گوید: “هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم میشود.” به این معنی که اگر زن از مرد بابت پرداخت نکردن نفقه خود، شکایت کند، دادگاه می تواند او را به شش ماه تا دو سال حبس محکوم کند.
بنابر این هرچند مرد ناشز می شود، اما همسر او نمی تواند با عنوان عدم تمکین مرد به دادگاه مراجعه کند و حق و حقوق خود را در این زمینه به اجرا بگذارد.
مدت زمان صدور حکم عدم تمکین
روند رسیدگی به دعوای عدم تمکین با تقدیم دادخواست الزام به تمکین زوجه توسط مرد به دادگاه خانواده آغاز می شود و پس از آن که دادگاه به آن ها نوبت رسیدگی داد، اقدام بررسی شرایط و اوضاع و احوال پرونده می کند. در صورتی که شرایط عدم تمکین محرز باشد، یعنی دادگاه به راحتی تشخیص بدهد که تمکین انجام نمی گیرد، معمولا در پایان جلسه اول دادرسی رای عدم تمکین را صادر می کند.
در صورتی که در طول مدت دادرسی و صدور رای، تمکین صورت نگرفت، رای به اجرای احکام فرستاده می شود و در آن مرحله، زن به تمکین دعوت می شود و مادامی که تمکین انجام نشود، از نفقه محروم خواهد بود و در این میان مرد می تواند از دادگاه تقاضای اجازه ازدواج مجدد کند.
معمولا مدت زمان صدور حکم عدم تمکین از زمان تقدیم دادخواست تا صدور حکم حد الاقل ۶ ماه است.
اقدامات بعد از رای تمکین
در صورتی که پس از صدور حکم عدم تمکین، زن همچنان از تمکین سر باز زند، در این صورت در راستای اجرای حکم، دادگاه او را دعوت و الزام به تمکین می کند و تا زمانی که که تمکین نکند، از نفقه برخوردار نخواهد بود و زوج می تواند از دادگاه صدور اجازه برای ازدواج مجدد را درخواست کند. طلاق در صورت عدم تمکین زن موجب از بین رفتن نفقه و موجبات شرط تنصیف اموال زوج می شود. با این حال دادگاه و مامورین قانون به هیچ وجه نمی توانند زن را مجبور به تمکین کنند.
به خاطر داشته باشید که زن، حتی در صورتی که ناشزه هم باشد، مستحق دریافت مهریه و اجرت المثل است.
سوالات متداول
۱- آیا مرد هم میتواند عدم تمکین داشته باشد؟
خیر با این حال در صورتی که وظایف زناشویی خود را به درستی انجام ندهد ضمانت اجراهایی برای او پیش بینی شده است که در متن آمده است.
۲- آیا در صورت عدم تمکین زن می توان از وی شکایت کرد ؟
از آن جهت که عدم تمکین زوجه جرم تلقی نشده است ، مجازات قانونی نیز نمی توان برای آن در نظر گرفت که برای دریافت اطلاعات بیشتر در این خصوص می توانید مقاله را مطالعه نمایید.
۳- مجازات عدم تمکین زن چیست؟
عدم دریافت نفقه مهریه و دیگر حقوق مالی زن که در متن توضیح داده شده است.