سایت ژینکو

سایت ژینکو

تجهیزات کشاورزی،باغبانی،گلخانه ای ژینکو
سایت ژینکو

سایت ژینکو

تجهیزات کشاورزی،باغبانی،گلخانه ای ژینکو

مدیریت بیماریهای گیاهی با کشت تناوبی

تکنیک استفاده از کشت تناوبی برای مدیریت بیماریهای گیاهی در جهت رشد گیاهان غیرمیزبان تا زمانی که عامل بیماری زا در خاک از بین برود یا میزان آب به حدی کاهش یابد که منجر به آسیب ناچیز محصول گردد می باشد. به منظور مدیریت موفقیت آمیز یک بیماری با کمک تناوب، موارد زیر را باید در نظر گرفت:

– عامل بیماری زا تا چه مدت در خاک زنده می ماند.

– کدام گونه های گیاهی اضافی (مثل علفهای هرز و محصولات پوششی) می تواند باعث آلودگی شود یا زنده بماند.

– عامل بیماری زا چگونه در مزرعه گسترش میابد.

– عامل بیماری زا به چه شیوه های دیگری می تواند بین محصولات متعدد زنده بماند.

– روشهای مدیریت دیگر منابع بیماری زا چیست.

تعداد سال های مورد نیاز جهت سرکوب یک بیماری را برای بسیاری از موارد به دلیل تأثیر عوامل دیگر و عدم تحقیقات گسترده نمی توان به طور دقیق بیان کرد اما خط مشی های کلی برای تحقیقات و مشاهدات کلی و همچنین دانش بیولوژی عوامل بیماری زا توسعه یافته است.

در حالی که این دوره ها مبتنی بر تحقیقات و مشاهدات حاصل از سیستم های تولیدی سنتی می باشد، اما آنها معمولا برای سیستم های ارگانیک قابل اعمال هستند زیرا بیولوژی عوامل بیماری زا تغییر نمی کند.

با این حال، در صورتی که فعالیت میکروارگانیسم های مفید خاک که یک عامل بیماری زا را سرکوب می کننده در مزرعه ارگانیک خیلی بیشتر از یک مزرعه سنتی باشد، دوره تناوب مورد نیاز می تواند کوتاه تر نیز باشد. به عبارت دیگر، در صورتی که مواد ارگانیکی مثل محصول پوششی در یک سیستم ارگانیک وجود داشته باشد، مدیریت عوامل بیماریزایی که می توانند در ماده ارگانیک در حال تجزیه زنده بمانند، دشوارتر میشود.

با دانستن این نکته که علف های هرز می توانند میزبان یک بیماری باشند و این یک مسئله حائز اهمیت است، در نتیجه این علفهای هرز باید در طی تناوب کنترل گردند. ممانعت از ورود مجدد عامل بیماری زا هنگامی که محصول مجددأ کشت می شود نیز عامل مهمی است. به عنوان مثال، بذر آلوده، قلمه ها یا خاک روی دستگاه های کشاورزی می توانند عوامل بیماری زا را به یک مزرعه تمیز واردکنند.

– چندین جنبه اساسی بیولوژی عامل بیماریزا توضیح داده میشود. این جنبه ها بیان می کنند که آیا تناوب، یک گزینه زیست پذیر بالقوه برای مدیریت یک عامل بیماری زای خاص و بیماری که ایجاد می کند محسوب می شود یا نه.

– اینکه چگونه ویژگی های محصولات در تناوب خاص که تأثیرگذار برعوامل بیماری زاهستند، در نظر گرفته می شوند. تناوب های خوب میزبان نامساعد را بهتر فراهم می کنند.

– تأثیر محصولات پوششی و کودهای سبز تلفیق شده با بیماریها نیز در نظر گرفته می شود.

– عوامل مدیریتی و زیست محیطی تأثیرگذار بر موفقیت تناوب کشت برای سرکوب بیماری توضیح داده میشود.

– برخی بیماری های انتخابی که می توان آنها را به کمک تناوب با موفقیت مدیریت کرد.

ویژگیهای عوامل بیماریزای که موفقیت و طول دوره تناوب را تعیین می کنند

تناوب می تواند بیماری محصولی را سرکوب کند البته در شرایطی که عامل بیماری زای هدف قادر به ادامه زندگی در خاک یا باقی مانده های محصول برای مدت کمتر از چند سال باشد. برخی عوامل بیماری زای قارچی و باکتریایی، می توانند فقط در باقی مانده های محصول در خاک زنده بمانند و اینها از مناسب ترین عوامل بیماری زا برای هدف قرار دادن جهت مدیریت با تناوب محصول محسوب میشوند زیرا این عوامل بیماری زا، نمی توانند پس از تجزیه باقی مانده های محصول زنده بمانند.

عوامل بیماری زایی که در ماده آلی خاک زنده می مانند فقط به مدت چند سال به کمک تناوب کشت مدیریت می شوند، به این ساکنان کوتاه مدت خاک، مهاجمان خاک یا ناپایداری های خاک گفته میشود. باد، آبیاری یا حشرات می توانند عامل بیماری زا را از محصولات آلوده گسترش دهند و مزرعه را پس از تناوب مجددأ آلوده کنند.

عوامل بیماری زا در این گروه، از نظر طول زمان برای زنده ماندن و در نتیجه طول تناوب مورد نیاز، با هم فرق دارند. زمان بقا و ماندگاری تا حدودی نشان دهنده نوع بافت گیاه میزبان آلوده شده می باشد. به عنوان مثال عوامل بیماری زای اسکالد عمدتا برگها و نیام برگ را آلوده می کنند که نسبتا با سرعت تجزیه میشوند.

ویژگیهای عوامل بیماریزای

درعوض، عامل بیماری زای لکه نیز ساقه های عریان مثل گرهها که در برابر پوسیدگی مقاومت بیشتری دارند را نیز آلوده می کنند. درنتیجه، یک تناوب بلندتر برای مدیریت لکه شبکه ایی در مقایسه با مدیریت بیماری اسکالد مورد نیاز است. بذر آلوده و همین طورهاگهای پراکنده شده توسط باد از منابع اضافی این عوامل بیماری زا، محسوب می شوند که جهت اطمینان از کنترل موفقیت آمیز در سرتاسر تناوب باید مدیریت گردند.

به طور مشابه، مدیریت بیماری کنسر باکتریایی که گیاه گوجه فرنگی را آلوده می کند، مستلزم یک تناوب بلندتر از تناوب مورد نیاز برای مدیریت لکه برگی باکتریایی و لکه باکتریایی می باشد. کنسر که باعث ورود باکتری ها به درون ساقه های گوجه فرنگی می شود اما لکه برگی باکتریایی یا خال میوه و لکه محدود به میوه ها و برگها با سرعت بالا تجزیه می شود.

هر سه عامل بیماری زا از دانه به وجود می آیند. تناوب تنها یک جنبه از یک برنامه کنترلی خوب محسوب میشود. مدیریت سایر منابع عوامل بیماریزای باکتریایی برای موفقیت، حیاتی است. برخی عوامل بیماری زای باکتریایی و قارچی ساکن خاک هستند و قادرند در ماده ارگانیک موجود در خاک رشد کنند. به این ارگانیسم ها ساپروفیت گفته میشود. مدیریت ساپروفیتها با تناوب، کار دشواری است.

نمونه هایی از موجودات زنده خاک عبارتند از قارچهایی مثل پتنیوم، ریزو کتونیا و باکتری هایی مثل اروینیا، ریزوموناس و استرپتومیس. چند گونه پتنیوم و ریزو کتونیا به صورت مشترک در اکثر خاکها به عنوان بخشی فلورای خاک معمولی یافت میشود. این قارچ به بذر، ریشه ها و ساقه نهالهای ظریف و حساس حمله می کنند و باعث فساد و تجزیه بذر می شوند.

گونه پتنیوم نیز باعث فساد میوه در کدو و ریزو کتونیاسولانی باعث فساد در گیاهان چلیپایی می گردد. با وجود این که تناوب های کشت، این قارچ را کاملا مهار نمی کنند، اما کاهش جمعیت عوامل بیماری زا توسط تناوب با دانه های کوچک، می تواند به کاهش تلفات در محصولات بعدی کمک می کند. از آن جا که این ساپروفیتها نیز می توانند از باقیمانده گیاهی تازه استفاده کنند در نتیجه تلفیق مقدار زیاد مواد ارگانیک باعث افزایش رشد می گردد.

از این رو، محصولاتی که خیلی زود پس از تلفیق با یک محصول پوششی کشت می شوند به شدت تحت تأثیر این قارچ ها قرار می گیرند. دیگر انواع مواد ارگانیک از قبیل برگها یا کمپوست با تجزیه ناقص همین تأثیر را دارند. برخی قارچ هایی که باعث خم شدگی و پلاسیدگی فوزاریوم می گردند می توانند دورن یا روی ریشه گیاهانی که علائم را ایجاد نمی کنند حاملان بدون علامت زنده بمانند و علاوه براین به عنوان ساپروفیت روی باقیمانده های گیاهان و سایر محصولات تقریبا تجزیه شده، رشد کنند.

برخی عوامل بیماری زای قارچی دارای ساختار تخصصی هستند، مثل بذرها و این ساختارها به آنان اجازه میدهد تا در وضعیت نهفتگی یا کمون مقاومت داشته باشند. این ساختارها به عامل بیماریزا کمک می کنند تا در دوره ایی که میزبان وجود ندارد و همچنین در دمای سرد زمستان و دیگر شرایط ناجور زنده بماند و حداکثر زمان بقای انواع ساختارها و گونه های بیماری زا متفاوت است.

ساختارهای قارچی که قادر به نهفتگی هستند عبارتند از: اسپورها، اسکلروتیا و کلامیدواسپورها. به طور مشابه برخی کرمهای بیماری زا، باعث تولید کیست می شوند. این شرایط به بقیه ساختارها نیز اطلاق می گردد میتواند در مطالعه بیماریهای گیاهی، مفید واقع گردد زیرا نشان میدهند که یک عامل بیماری زا می تواند به طور بالقوه در خاک مقاومت کند.

برخی عوامل بیماری زا هتروتالیک هستند یعنی این که ساختار نهفته را فقط زمانی تولید می کنند که طرفین انواع جفت گیری مخالف (معادل قارچی نر و ماده) باهم کنش داشته باشند. این مسئله خود اهمیت دارد زیرا وجود یا عدم وجود انواع مختلف جفت گیری می تواند تعیین کند که آیا عامل بیماریزا در خاک مقاومت می کند یا نه.

به عنوان مثال، با وجود این که قارچهای کپکی کرکی کدو ذاتأ قادر به تولید اسپورها هستند اما فقط این نوع جفت گیری در آمریکا رخ می دهد. از این رو نمی تواند اسپور تولید کند و مانع بقای آن در زمستان در آمریکای شمال شرقی می گردد. درعوض قارچهای کپکی کرک دار اسپورهایی در آمریکای شمال شرقی تولید می کند و ۴ تا ۵ سال در خاک زنده می مانند.

با این حال این موقعیت می تواند تغییر کند. تا چند وقت پیش، فقط یک نوع جفت گیری قارچ زنگ زدگی به نام phytophthorainfestans در آمریکا وجود داشت. در حال حاضر دو نوع نر و ماده وجود دارد و عامل بیماری زا می تواند همانند اسپورها در خاک مقاومت کند. این قارچ که باعث فساد صورتی در گوجه فرنگی می گردد هموتالیک می باشد. از این رو، در زمانی که فقط یک نوع جفت وجود دارد و می تواند اسپورها را تولید کند.

اسکلروتیک و کلامودواسپورها ساختارهایی هستند که قادر نیستند بدون تعامل بین قارچهای جفتهای مخالف تولید شوند. اسکلروتیک تولید شده توسط کلئوتوتریکوم که باعث آنتراکتوز و نقطه سیاه در گوجه فرنگی می گردد حداقل تا ۸ سال می تواند زنده بماند.

موارد تولید شده توسط قارچ کپکی سفید sclerotiniasclerotiorum تا ده سال می توانند زنده بمانند. Verticilliumdahliae که باعث پژمردگی ورتیسیلیومی میگردد می تواند اسکلروتیا تولید کند که تا ۱۳ سال می توانند به حیات خود ادامه دهد. قارچهایی که باعث پژمردگی ورتیسیلومی میشوند می توانند تا سالهای زیادی مثل کلامیدواسپورها مقاومت کنند.

برای خواندن ادامه مطلب مدیریت بیماریهای گیاهی با کشت تناوبی کلیک کنید.

تعریف کامل از کشاورزی ارگانیک

هدف کشاورزی ارگانیک ضمن حفاظت از حاصلخیزی خاک، افزایش تولید محصول با کمترین تکیه بر استفاده از مواد شیمیایی است. استفاده از کودهای شیمیایی به اندازه زیاد و به کارگیری بی رویه آفت کشهای شیمیایی باعث آلودگی آب، هوا و خاک می شود و طی این فرآیند، آفتهای موجود نسبت به سموم شیمیایی، مقاوم شده و انتهای جدیدی نیز ظاهر می شوند. سلامت خاک نیز در این روند، تحت تاثیر قرار می گیرد و مقدار قابل جذب بعضی ریز مغذی ها مانند روی، مس و آهن در خاک، پس از مدتی کاهش می یابد.

بر اثر این عوامل، تولید کشاورزان هر ساله کمتر می شود. چگونه ممکن است که بتوانیم بدون آلوده کردن آب، خاک و هوا، همیشه عملکرد بالایی از محصولات کشاورزی به دست آوریم؟ پاسخ این سؤال احتمالا در کشاورزی ارگانیک نهفته است. 

انواع کشاورزی 

١- کشاورزی متعارف 

اعمال روشهای کشاورزی سنتی، همچون استفاده از آفت کشها و کودهای صنعتی است. این واژه معمولا در تضاد با سیستم های «کشاورزی ارگانیک» و «کشاورزی پایدار» به کار می رود. کشتهایی که ارگانیک نیستند، «متعارف» نامیده میشوند. 

۲- کشاورزی پایدار

۲- کشاورزی پایدار

الف) روشی از رشد گیاهان و پروراندن حیوانات اهلی (دام و طیور) بر پایه کودهای آلی، حفاظت از خاک و آب، کنترل بیولوژیکی (زیستی) آفات و به حداقل رساندن استفاده از انرژی حاصل از سوخت های فسیلی تجدیدناپذیر است. 

ب) نوعی کشاورزی است که در آن جنبه های مختلف زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، بر اساس به کارگیری حداقل نهادههای خارجی (غیر از کودهای آلی) رعایت می شود. 

٣- کشاورزی آبی 

این واژه توسط انجمن ایتالیایی مدیریت زراعی و حفاظتی زمین ابداع شده است. «آبی»، مربوط به آب و فواید زیست محیطی کشاورزی حفاظتی است. اصول این نوع کشاورزی عبارتند از نگهداری پوشش خاک با بقایای گیاهی، کاهش خاکورزی (شخم زدن)، محدود کردن رفت و آمد و به دلیل ممانعت از آثار سوء به جا مانده در مزرعه و استفاده از تناوب و  گیاهان پوششی.

۴- کشاورزی حفاظتی 

هدف از کشاورزی حفاظتی، نگهداری و بهبود عملکرد گیاهان زراعی و مقابله با خشکی و دیگر خطرات است؛ به طوری که همزمان از واکنشهای زیستی خاک حفاظت کرده و آنها را تحریک می کند. دو مشخصه اصلی کشاورزی حفاظتی عبارتند از عدم استفاده از شخم و نگهداری یک لایه پوششی (مواد گیاهی زنده و غیر زنده) روی سطح خاک.

۵- کشاورزی طبیعی 

کشاورزی ارگانیک

الف) روش «ماسانوبو فوکواکا» (میکروبیولوژیست ژاپنی) است که در آن، ریشه گیاهان زراعی کشت شده در خاک، به جای استفاده از ماشین – آلات در خاک باقی می ماند. در این روش، کاشت گیاهان لگوم و استفاده از مالچ به جای استفاده از کود توصیه می شود. کارهایی که فوکواکا از انجام آنها پرهیز می کند، عبارتند از خاک ورزی، وجین علفهای هرز و استفاده از آفت کش ها؛ به عبارت دیگر، «هیچ کاری انجام ندادن» برای  «کشاورزی طبیعی». عملکرد برنج تولیدی توسط فوکواکا حیرت انگیز است. این نوع کشاورزی، نوعی کشاورزی ارگانیک است که برای اولین بار در سال ۱۹۴۰ میلادی توسط وی انجام شد. 

ب) کشاورزی طبیعی، یک نظام مدیریت زراعی است که در آن از قابلیت ها و توانایی های طبیعت برای نیل به حداکثر عملکرد، بهره گیری میشود. در این نظام، نهاده های طبیعی توسط کشاورز و با استفاده از ضایعات و پسماندهای داخل همان مزرعه تولید می شوند و از بازار خریداری نمی گردند. 

برای خواندن ادامه مطلب تعریف کامل از کشاورزی ارگانیک کلیک کنید.

نقش خاکورزی و خاک در زراعت ارگانیک

در کشاورزی ارگانیک به خاکورزی اهمیت به سزایی داده میشود. جدا از بخش مواد معدنی، خاک حاوی مواد ارگانیک و هوموس است که در نتیجه تجزیه بیوماس بوجود می آید.

در اغلب خاک های کشاورزی در مناطق گرم این ماده فقط درصد کمی را شامل می شود و در کل ۱٪ کل مواد جامد خاک را تشکیل می دهد که این امر برای باروری خاک بسیار مهم است.

مواد ارگانیک بطورعمده در سطح بالایی خاک قرار دارد که علت این موضوع فرایندهای تبدیل مداوم است.

قسمت فعال مواد ارگانیک خاک توسط ارگانیسم های خاک تجزیه می شوند و در نتیجه این ساختارها می توانند با یکدیگر ترکیب شده و ساختارهای هوموسی باثباتی را بوجود آورند که مدت زمان طولانی تری در خاک باقی می مانند.

این مواد ارگانیک پایدار خاک یا هوموس به تقویت ساختار خاک کمک شایانی می نماید.

انسان براثر کشت متوالی یک نوع محصول و در سال های متمادی یاعدم رعایت تناوب صحیح در یک منطقه و همچنین جمع آوری بقایای محصول و سوزاندن آن و تعلیف دام در مزارع پس از جمع آوری محصول و خلاصه استفاده بیش از حد از زمین، بدون تقویت آن و دیگر اقدامات نامناسب و نابجا، باعث فقیر شدن خاک از لحاظ مواد غذایی معدنی، مواد آلی و نامرغوب شدن بافت خاک و در نتیجه کاهش شدید حاصلخیزی خاک می شود.

لذا وظیفه هر کارشناس و هر زارع است که نه تنها از کم شدن آن در مزارع جلوگیری بلکه با بکار بردن روش های مناسب و مساعد در جهت تقویت و افزایش تدریجی آن در خاک، اقدام لازم را به عمل آورند.

 با توجه به معضلات و خسارات جدی ناشی از آتش زدن بقایای گیاهی جهت کشت محصولات تابستانه رفع این معضل به عنوان یکی از اولویت ها مورد توجه قرار گرفته است.

مواد ارگانیک پایدار خاک

معایب خاکورزی مرسوم conventional tillage و سوزاندن بقایای گیاهی عبارتند از:

1-صرف زمان زیاد جهت انجام عملیات زراعی

 ٢- کاهش حاصلخیزی و توانایی کشت پذیری خاک در بلند مدت به دلیل خسارت جدی به خاک و از بین بردن میکروارگانیزم ها و موجودات زنده خاکزی.

 ٣- فرسایش شدید ادوات.

 ۴- فشردگی خاک به دلیل تردد ماشین های سنگین تر.

 ۵- نیاز به خاکورزی در عمق بیشتر.

۶- تقاضای روز افزون به تراکتورهای سنگین تر.

 ۷- تاخیر در کاشت به علت عدم امکان آتش زدن بقایا تا برداشت کامل گندم.

8- از بین بردن بقایا و کاهش مواد آلی خاک در بلند مدت

۹- خسارت ناشی از آتش سوزی مزارع مجاور.

رفع این مشکلات خاکورزی به یکی از روش زیر امکان پذیر می باشد:

الف) خرد کردن بقایا و برگرداندن قسمتی از بقایا و تهیه بستر بذر با استفاده از خاکورزی مرکب استفاده از دستگاه خاکورزی مرکب با عرض ۲ و 5/2 متر نتایج بسیار خوبی را در مزارع نشان داد.

ب) خرد کردن بقایای گیاهی کاه و کلش با استفاده از دستگاه ساقه خردکن

 ج) کاشت مستقیم بذر در بقایای گیاهی محصول قبلی یکی از بهتری روش های مدیریت بقایای گیاهی و کشاورزی حفاظتی conservation Agriculture ، کاشت مستقیم بذر در بقایای گیاهی می باشد و کشورهای توسعه یافته همه ساله سعی در توسعه و گسترش این روش در مزارع کشور خود می باشند.

لذا انتخاب ماشین بذر کاری که قابلیت کاشت در بقایای گیاهی زراعت گندم و جور کلزا و سویا و ذرت را در شرایط اقلیمی متفاوت را داشته باشد در اولویت اول کاری مدیریت بقایای گیاهی قرار دارد.

مزایای کاشت مستقیم در بقایای گیاهی با بذرکار بدون خاکورزی

مزایای کاشت مستقیم در بقایای گیاهی با بذرکار بدون خاکورزی

1-افزایش نفوذپذیری خاک در خاکورزی

میزان نفوذ و نگهداری آب در خاک، حفظ بقایای گیاهی در سطح خاک به دلیل ناهموار شدن سطح زمین افزایش می یابد. در نتیجه زمان بیشتری برای نفوذ آب در اختیار خواهد بود.

٢- کاهش تبخیر

 میزان تبخیر آب از خاک تحت تاثیر شرایط جوی مانند اشعه خورشید، دمای هوا و رطوبت موجود در باد و هوا قرار دارد.

بی خاکورزی باقی گذاشتن بقایا روی سطح خاک به دلیل ایجاد مانع در برابر تابش مستقیم اشعه خورشید و در نتیجه کاهش دمای خاک و جلوگیری از تماس جریان باد با سطح خاک و ایجاد یک لایه از هوا بین سطح خاک و جو، تبخیر را به میزان زیادی کاهش می دهد.

٣- کاهش فشردگی خاک

 فشردگی خاک در اثر تردد ماشین های مزرعه و سله بستن خاک بر روی تولید محصول تاثیر منفی می گذارد.

مشخص شده است که باقی ماندن بقایای گیاهی در سطح خاک و نیز وجود انبوه ریشه های سطحی گیاهان در خاک دست کم به میزان 2/3 در مقایسه با زمین لخت و عاری از بقایای گیاهی، فشردگی خاک را کاهش می دهد.

برای خواندن ادامه مطلب نقش خاکورزی و خاک در زراعت ارگانیک کلیک کنید.

توالی محصولات در زمین های زراعی

اکثر کشاورزان متخصص ارگانیک، اصول بیولوژیکی کشت توالی محصولات را به خوبی درک می کنند. با فرض یک زمین زراعی ارگانیک به همراه یک محصول سالم و پربار، سوالی که طبیعتا مطرح می شود این است که آیا کشت توالی محصولات در زمین های زراعی به حاصلخیزی و نیرومندی آن کمک می کند؟

در این اینجا به ارائه توالی محصولات زمین های زراعی واقعی به گونه ایی که توسط کشاورزان ارگانیک متخصص در مزارع خودشان انجام شده بود پرداخته میشود. دوازده کشاورز متخصص هر یک با سابقه ۴ تا ۵ ساله برداشت از یک زمین زراعی واقعی در مزارع خود، در یک کارگاه در سال ۲۰۰۲ مصاحبه شدند.

توالیهای برداشت مورد استفاده توسط چهار کشاورز متخصص دیگر نیز در راستای ارائه بهتر طیف محصولات و نوع مزرعه در آمریکای شمال شرقی گنجانده شده است. تمام کشتزارها و مزارعی که توالی زمین زراعی آنها در این اینجا ارائه می گردد به عنوان نمونه، توسط صادرکنندگان گواهی ارگانیک یا سایر سازمانهایی که با کشاورزان ارگانیک همکاری دارند نام برده شدند.

کشاورزان با استفاده از مشاهده، دانش جمعی، قضاوت و آزمون و خطا در یک مزرعه، واقعی و شرایط فصلی، این دو محصولی و توالیهای کوتاه را ایجاد کردند. بسیاری از توالیها همگام با تکامل مزرعه تکامل می یابند.

با وجود این که نقدینگی در یک مزرعه، تقاضای بازار، تجهیزات و در دسترس بودن نیروی کار اولویت هایی را مقرر می کند که جهت توسعه این توالیها را مشخص مینمایند اما اساس هر توالی، مبتنی بر نیازهای هر زمین زراعی خاص می باشد.

فاکتور دیگر اساسی تأثیرگذار بر هر کشت تناوبی، مساحت کل زمینی است که کشاورز برای برداشت در اختیار دارد. با وجود این که توالیهای معدودی در مزارع مختلف رخ میدهد اما هدف بازار و لجستیک مزرعه آنها را به سمتی هدایت می کند که در هر وضعیت متفاوت باشند. مزارع متعدد به اهداف بیولوژیکی مشابه با توالی های مختلف خانواده های محصول دست می یابند.

نمونه ای از توالی محصولات در زمین های زراعی

توالی تناوبی نمونه، از مزرعه ای به مزرعه دیگر متفاوت است. کشاورزان می گویند که برخی فعالیتهای برداشت مربوط به محصولات نقدی (فروشی) مقدم یا موخر میباشد و برخی مربوط به محصولات دو یا سه فصلی جداگانه است. هر دو نوع محصولات پوششی و محصولات نقدی مشترک می باشند. بررسی دقیق توالی این محصولات چندین نکته جالب را آشکار می کند.

در برخی مزارع، مدت ۵ سال برای دست یابی به توالی کامل این محصولات کافی نیست. برای مثال، زمین های زراعی روستای Acres، مزرعه Wood Prairie، و مزرعه Myers به علت دارا بودن محصولات دائمی محصولاتی که در تمام طول سال کشت می شوند در حال چرخش از یک دوره درازمدت باردهی هستند و تناوب های طولانی تری دارند. در این موارد، توالی محصولات میتواند تنها دو یا سه نوع محصول تولید کند.

در اکثر این مزارع، تکرار کشت محصول از یک خانواده گیاهی، در یک زمین زراعی و از یک فصل به فصل دیگر به ندرت انجام می شود. زمانی که کشاورزان این کار را انجام میدهند؛ سعی می کنند بستر رویش گیاه را تغییر دهند تا بدین وسیله از رویش یک نوع گیاه در یک ناحیه از مزرعه جلوگیری کنند.

این کار، افزایش آفات خاک و بیماریهای خاک را کاهش می دهد. اکثرا در این گونه مزراع از یک نوع محصول پوششی استفاده می شود و در بیشتر اوقات سال محصولی پوششی کشت می کنند. با این وجود بعضی از مزارع استثنا هستند.

برای خواندن ادامه مطلب توالی محصولات در زمین های زراعی کلیک کنید.

نکات مهم مربوط به آبیاری در زراعت ارگانیک

آب در کشاورزی ارگانیک

آب و آبیاری در کشاورزی ارگانیک، مورد مصرف زیاد قرار نمی گیرد، زیرا آنها می دانند که مصرف این ماده حیاتی می تواند موجب موفقیت پرورش گیاهان و حیوانات اهلی شود.

کشاورزان ارگانیک به آب نه فقط به عنوان یک نهاده در سیکل کشاورزی، با احترام برخورد می کنند، بلکه به عنوان یک منبع حیاتی برای ادامه زندگی بر روی کره زمین که باید از طریق مدیریت دقیق مورد محافظت و بهبود قرار گیرد، نگاه می کنند.

در حالی که استفاده از آب نمی تواند در همه جا تحت مقررات قرار گیرد، شیوه های ارگانیک در موارد زیر مشارکت موثری دارند: حفظ منابع آب ، نگهداری کیفیت بالای منابع آب

حفاظت

کشاورزان ارگانیک در حالی که اقداماتی را برای کاهش رواناب ها به عمل می آورند، تلاش می کنند تا منابع آب های طبیعی، مانند جویبارها و تالاب ها را حفظ کنند. کشاورزی ارگانیک از طرق ذیل به حفظ منابع آب کمک می کند:

-ساختمان خاک را بهبود می دهد و ظرفیت نگهداری آب را از طریق اقداماتی مانند تناوب زراعی چند ساله، انتخاب گیاهان مناسب و کاربرد کود ارگانیک، افزایش می دهد.

-گیاهان پوششی و حفاظتی، چمنزارها و پوشش گیاهی طبیعی، فرسایش خاک را کاهش می دهد.

کشاورزان ارگانیک دریافته اند که کاهش رواناب و بهبود کیفیت کلی خاک از طریق این شیوه ها، به کاهش نیاز به آبیاری مزرعه در مناطق خشک، کمک می کند.

در مناطقی که شوری یک مشکل بالقوه است، حفظ درختان بیشتر و پوشش گیاهان با ریشه های عمیق تر، به نگهداری سطح آب در سطوح پایین تر و جلوگیری از آوردن نمک به سطح خاک، جلوگیری می کند.

کیفیت

سیستم های کشاورزی ارگانیک به نگهداری و حتی بهبود کیفیت آب به وسیله کاهش مقدار مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی کمک می کند که تدریجا راه خود را به دریاچه ها، رودخانه ها، جویبارها و دیگر منابع آب، باز می کنند.

کشاورزی ارگانیک، کودهای شیمیایی و آفت کش های دارای ترکیبات شیمیایی و همچنین پرورش تقویت کننده ها و آنتی بیوتیک ها برای حیوانات اهلی را منع می کند، بنابراین، ریسک وجود این مواد را در آب دریاچه ها، رودخانه ها، جویبارها و دیگر مجاری آب، خطر انباشتگی ورودی های آب را که موجب رشد خزه می شود و سبب کمبود مواد مغذی در این آب ها می گردد، کاهش حجم اکسیژن و تهدید سلامتی گیاهان و جانوران آبزی را کاهش می دهد.

مدیریت تلفیقی آب و خاک

مدیریت تلفیقی آب و خاک

آبیاری را باید به گونه ای انجام داد که از اتلاف آب، فرسایش خاک و آبشویی مواد غذایی جلوگیری شود.

– آبیاری را فقط زمانی که لازم است باید انجام داد و فقط به مقدار نیاز گیاه آبیاری کرد. برای این کار می توان مزرعه را به چند قسمت تقسیم کرده و هر قسمت را جداگانه آبیاری نمود.

– اجتناب از آبیاری اضافی تا از آبشویی مواد غذایی به خارج از منطقه ریشه جلوگیری شود.

– هموار و صاف کردن سطح مزرعه.

– سیمانی کردن جداره کانال های آبرسانی را تا از نشت آب و اتلاف مواد غذایی جلوگیری شود.

– ذخیره سازی آب به وسیله ساختن کانال و آب انبار برای استفاده در آینده.

– با شخم زدن در امتداد خط تراز و استفاده از کاه و کلش به همراه سله شکنی می توان تبخیر از سطح خاک را کاهش داده و آب را در داخل خاک ذخیره کرد.

برای خواندن ادامه مطلب نکات مهم مربوط به آبیاری در زراعت ارگانیک کلیک کنید